توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٦٣ - قوه قضاييه
ماندن طرفين دعوا از كار و تحصيل نفقه و تحمل مصرف كرايه ماشين از طرفين مىگردد كه كار بسيار زشت بلكه يك نوع ظلم ناجايز به مردم است.
مساله ١١٦: در فرض امكان مردم كشور حتى ساكنين قريههاى دور دست بايد دسترسى به قضا را داشته باشند و كمتر محتاج به رفتن به مركز و يا شهرهاى دور شوند.
مساله ١١٧: در فرضيكه مدعى و مدعى عليه از دو مذهب باشند در حق اللّه، حق اقامه دعوى با مدعى عليه مىباشد و در حق الناس حق اقامه دعوى (و اختيار قاضى) حق مدعى مىباشد.
مساله ١١٨: آنچه در قوه قضاييه از همه مهمتر است سه چيز است:
اول علم لازم براى قضا، چون هركس كه بما انزل اللّه حكم نكند كافر و فاسق و ظالم است كه در آيات شريفه قرآن آمده است.[١]
جمع زيادى از فقهاى شيعه اجتهاد را در قاضى شرط مىدانند و جمعى آنرا معتبر نمىدانند و همين قول در نظر اينجانب درستتر است.
دوم عدالت و تقوا است و حكم و قضاى قاضى غير عادل نافذ نيست.
[١] - تفسير آيات را در كتب تفسير بدست آوريد.