توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٤٦ - الحاقى دوم وظايف متقابل مردم و حكومت اسلامى
يهينه عند اللّه و لم يضع امر ماله فى غير حقه و عند غير اهله الاحرمه اللّه شكرهم و كان لغيره و دهم فان ذلت به النعل يوما فاحتاج الى معونتهم فشر خليل و ألأم خدين.» «آيا سفارش مىكنيد كه پيروزى را با ستم بر زيردستان خود بدست آورم به خدا قسم تا دنيا باقى است[١]، چنين نخواهم كرد اگر مال شخصى من بود حتما ميان آنان مساوات برقرار مىكردم چه رسد به اينكه مال، مال خدا است بخشش مال بدون حق، اسراف است كه بخششكننده را در دنيا بلند مىبرد ولى در آخرت پايين مىآورد اينگونه بخششها آدم را نزد مردم گرامى مىدارد و نزد خدا پست.
هيچكس مال خود را در جاى نادرست و غير اهلش نگذاشت مگر اينكه خداوند شكر مال را (از جانب گيرندگان نااهل) بر او حرام كرد و دوستى آنان براى غير اوست (چه جمله خوب و عبرتگير) اگر روزى اين مرد به كمك آنها (اطرافيان مفتخور خود) محتاج شود آنان را بدترين و سرزنشكنندهترين دوستان ميابد. (چه رسوايى)»
على بر سر اين حرف خود ايستاد و مشكلات زيادى را متحمل شد و حتى جمعى از ياران او از كنارش پراكنده شدند.
[١] - ما سمر سمير ... تا زمانيكه شبنشينان شبنشينى كنند و ستاره عقب ستاره بيايد.( كنايه از دوام و بقاء).