توضيح المسايل سياسى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٠٣ - باز هم حقوق و وظايف و آزادى ها
و اما كسانى كه چشم خود را از جهان زيبا و نظام بديع و محير العقول كهكشانها و ذرات كوچك داخل اتمها و آن همه آثار علم و قدرت را كه فيزيولوژى در اجزاء و ذرات وجود انسان و حيوان و نبات عرضه داشته، مىپوشاند و برخلاف عقل و فطرت وجود همه را به تصادف نسبت[١] مىدهد و انسان، اشرف آفريدهها را چون برگى مىداند كه در بهار مىرويد و در خزان پژمرده و مىريزد و در زمستان مىپاشد و مىپوسد و خلقت را هدفمند نمىداند و خود را ميمونزاده مىپندارد، قيد چهارم آزادى را نمىپذيرد. بلى تفاوت اين دو جهانبينى عقلى و مادى به مقدار تفاوت زمين و آسمان است.
مساله ٢١٢: آزادى به طور مساوى حق همه افراد است. آرزوهاى مادى و معنوى افراد در عرض و طول خود بسيار وسعت دارند. مواد و معانى مطلوب ما در كره زمين خيلى محدود است. حالا اگر آزادى افراد را محدود نكنيم و هركس را به اندازه تقاضاى غرايز او آزاد بگذاريم زندگانى اجتماعى ما به مراتب زشت و ظالمانهتر از اجتماع جنگل حيوانات مىشود. بلى همه مىدانند كه عدالت اجتماعى ركن
[١] - تصادفى كه نقطه مقابل قانون تكوينى علت و معلول و سببيت عمومى است و يك درصد امكان عقلى ندارد و همه علوم تجربى بر همين قانون تكوينى استوار است و به بطلان آن همه اين علوم بىاعتبار مىشود.