دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٣ - ٣/ ٧ روايات«به شمار دوازده نقيب بنى اسرائيل»
را از من نپرسيده است! سپس گفت: آرى! ما از پيامبر خدا پرسيديم و او فرمود: «دوازده تن، به شمار نقيبان[١] بنى اسرائيل».[٢]
١٤١. الغيبة، نعمانى- به نقل از مسروق-: نزد عبد اللَّه بن مسعود نشسته بوديم و او براى ما قرآن مىخواند.[٣] مردى به او گفت: اى ابو عبد الرحمان! آيا از پيامبر خدا پرسيديد كه چند خليفه، بر اين امّت حكومت خواهند كرد؟
عبد اللَّه بن مسعود گفت: از زمانى كه به عراق آمدهام تاكنون، هيچ كس اين سؤال را از من نپرسيده است! سپس گفت: آرى، ما از پيامبر خدا پرسيديم و او فرمود: «دوازده تن، به شمار نقيبان بنى اسرائيل».[٤]
١٤٢. الخصال- به نقل از قيس بن عبد-: در انجمنى كه عبد اللَّه بن مسعود در آن بود، نشسته بوديم كه باديهنشينى وارد شد و گفت: كدام يك از شما، عبد اللَّه بن مسعود است؟
عبد اللَّه گفت: من عبد اللَّه بن مسعود هستم.
باديهنشين گفت: آيا پيامبرتان به شما گفت كه خلفاى پس از او، چند نفرند؟
[١].« نقيب» به معناى رئيس و مدير گروهى از يك جمعيت است كه ارتباط آنها را با مدير بالاتر برقرار مىنمايد. نقيبان دوازدهگانه كه در اين حديث و ساير احاديث اين باب آمده، اشاره به آيه ١٢ از سوره مائده است كه مىفرمايد:« در حقيقت، خدا از بنى اسرائيل پيمان گرفت و از آنان دوازده نقيب برانگيختيم». پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نيز در ليلة العَقبه، كسانى را كه با او بيعت كردند و تعداد آنها دوازده نفر بود، به عنوان« نقيب» قوم و قبيله خود، تعيين نمود.
[٢]. مسند ابن حنبل: ج ٢ ص ٥٥ ح ٣٧٨١( شعيب ارنؤوط در تعليقش بر مسند ابن حنبل: ج ٤ ص ٢٨ وص ٦٢ گفته است:« سند هر دو مورد صحيح است»)، المستدرك على الصحيحين: ج ٤ ص ٥٤٦ ح ٨٥٢٩، مسند أبى يعلى: ج ٥ ص ١٤٦ ح ٥٣٠١، المعجم الكبير: ج ١٠ ص ١٥٧ ح ١٠٣١٠، تفسير ابن كثير: ج ٣ ص ٦١، كنز العمّال: ج ١٢ ص ٣٣ ح ٣٣٨٥٧؛ الاستنصار: ص ٢٤، قصص الأنبياء، راوندى: ص ٣٧٠ ح ٤٤٥، إعلام الورى: ج ٢ ص ١٦١، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٩٤، عوالى اللآلى: ج ٤ ص ٩٠ ح ١٢٣، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٢٩٩ ح ١٣٢.
[٣]. به ما قرائت قرآن مىآموخت.
[٤]. الغيبة، نعمانى: ص ١١٧ ح ٣ وص ١١٨ ح ٥، بحار الأنوار: ج ٣٦ ص ٢٣٤ ح ١٨. نيز، ر. ك: المناقب، ابن شهرآشوب: ج ١ ص ٣٠٠.