دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٤ - نقد نظريه چهارم
گفتنى است كه ابن جوزى در ابتداى سخن خويش گفته است كه دستيابى به مدلول اصلى سخن پيامبر صلى الله عليه و آله و فهم آن، ممكن نيست.[١]
نقد نظريّه چهارم
اشكالهاى اين نظريّه، عبارت اند از:
١. خلفاى چهارگانه، از عنوان دوازده خليفه خارج شدهاند و هيچ استدلالى بر آن ارائه نشده است.
٢. در متون اهل سنّت، دوران خلافت پيامبر صلى الله عليه و آله تا سى سال پس از ايشان دانسته شده است. پيامبر صلى الله عليه و آله فرموده است:
الخِلافَةُ فى امَّتى ثَلاثونَ سَنَةً ثُمَّ مُلكٌ بَعدَ ذلِكَ.[٢]
خلافت، در امّت من، سى سال است. سپس، بعد از آن، سلطنت است.
در حالى كه اين نظريّه، خلافت را بعد از سال ٦٠ هجرى (مرگ معاويه) تصوير كرده است.
٣. روايت «اثنا عشر خليفة (دوازده خليفه)»، در مقام ستايش از اين افراد است.
طبيعى است كه اين ستايشگرى نمىتواند شامل بنى اميّه گردد كه جنايات متعدّدى را نسبت به اسلام و مسلمانان و جامعه اسلامى مرتكب شدهاند، علاوه بر اين كه احاديث فراوانى نيز در مذمّت آنها صادر شده است.[٣]
٤. حَكَم بن ابى العاص و پسر او مروان بن حكم، به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله به جرم «نفاق» از مدينه تبعيد شدند. آيا عجيب نيست كه او را جزو اصحاب پيامبر بشمُرند
[١]. ر. ك: فتح البارى: ج ١٣ ص ٢١٢.
[٢]. سنن الترمذى: ج ٤ ص ٥٠٣ ح ٢٢٢٦، سنن أبى داوود: ج ٤ ص ٢١١ ح ٤٦٤٦- ٤٦٤٧، مسند ابن حنبل: ج ٨ ص ٢١٣ ح ٢١٩٧٨، السنن الكبرى، نسايى: ج ٥ ص ٤٧ ح ٨١٥٥، صحيح ابن حبّان: ج ٩ ص ٣٥ ح ٦٦٥٧، سلسلة الأحاديث الصحيحة: ج ١ ص ٧٤٢ ح ٤٥٩.
[٣]. ر. ك: الغدير: ج ٨ ص ٢٤٨، المسائل الخلافيّة: ص ٣١- ٣٥.