دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٦ - هفت دلالت حديث ثقلين بر امامت امام مهدى عليه السلام
فيكُم الثَّقَلَينِ» و «إن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلُّوا» است و اين دو جمله- كه دو قرينه روشن بر استمرار امامت اهل بيتاند- در دو حديث مذكور وجود ندارند.
به سخن ديگر، پيوستگى امام با قرآن و حق، اگر با موضوع جانشينى و ضرورت تمسّك به جانشين مطرح شود، يك معنا دارد و اگر بدون آن مطرح گردد، معنايى ديگر دارد. در حديث ثقلين، پيوستگى اهل بيت با قرآن، همراه با جانشينى آن دو براى پيامبر خدا و وجوب تمسّك به آنها تا قيامت آمده است. از اين رو، بر استمرار حيات يكى از اهل بيت عليهم السلام تا قيامت دلالت دارد؛ امّا پيوستگى امام على عليه السلام با قرآن و حق در دو حديث پيشگفته، با موضوع جانشينى ايشان و وجوب تمسّك به اين امام تا قيامت، همراه نيست. بدين جهت، پيوستگى مذكور، تنها بيانگر جدا نشدن قطعى امام على عليه السلام از مسير قرآن و حق است.
مقدّمه دوم. بقاى هر يك از اهل بيت عليهم السلام در كنار قرآن، اعم از حضور و غيبت اوست.
از آن جا كه پس از امام حسن عسكرى عليه السلام تا كنون، امامى از اهل بيتْ حاضر و ظاهر نيست، مقتضاى حديث ثقلين، وجود امام غايب از اهل بيت است؛ زيرا در غير اين صورت، قرآن از عترت، جدا خواهد شد. اين امام غايب، شخصى جز امام مهدى عليه السلام نيست.
٢. مقصود از تمسّك به اهل بيت عليهم السلام
پيامبر خدا علاوه بر حديث ثقلين، در احاديث فراوان ديگرى[١] بر لزوم «تمسّك به اهل بيت» پس از رحلت خود، تأكيد دارد. ترديدى نيست كه معناى تمسّك به پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حياتشان، پيروى دينى و سياسى از ايشان است. بنا بر اين، وجوب تمسّك به اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله پس از ايشان، به روشنى، بر مرجعيت دينى و
[١]. ر. ك: اهل بيت در قرآن و حديث: ص ٧٨١( بخش هشتم: فصل سوم: عناوين حقوق اهل بيت/ تمسّك).