دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٢١ - يك منجى در آيين زرتشت
منجى، جهان براى مدّتى از زشتىها پاك مىگردد، افراط و تفريط از بين مىرود،[١] حسادت و كينهتوزى رخت بر مىبندد و آدميان به كار نيك روى مىآورند.
سى سال مانده به پايان هزاره نخست، «هوشيدَر ماه» متولّد مىشود. در عصر وى انسانها در صلح و صفا و معنويت به سر مىبرند، اخلاق صحيح در ميان مردم رواج مىيابد و همه با هم مهربان مىشوند، بركت فزونى مىيابد و گرسنگى را از بين مىبرد. اين دوران نيز مانند دوران اولين منجى چندان پايدار نيست؛ امّا در سى سال آخر هزاره، هوشيدَر ماه از نسل زرتشت متولد مىشود. از بركت وجود او اهريمن و تمام نيروهايش از پاى در مىآيند و براى هميشه از صحنه روزگار محو مىشوند؛ جهان از شر نيروهاى اهريمنى نجات مىيابد[٢] و در كشور خونيرِث[٣] خوى حيوانى از انسان دور مىگردد و تن مردم همانند خورشيد خواهد درخشيد.
وظيفه آخرين منجى به كمال رساندن مردم است. با تلاشهاى وى در طول ٥٨ سال بينش و منش گاهانى بر عالم چيره مىشود و آنچه زرتشت آغاز كرد او به پايان مىرساند. پس از آن كه تلاش سَوشينت به ثمر نشست، نوبت به فَرَشوكرِتى[٤] (روز رستاخيز) مىرسد؛ روزى كه پيكرهاى بىجان زنده، و گيتى به فرمان ايزدى نو مىشود؛ بدى از بين مىرود و سراسر جهان را نيكى فرا مىگيرد.
چكيده متون زرتشتى در باب موعودباورى اين است كه سَوشينت در گاهان مفهومى كاملًا دينى دارد و منظور از آن هر رهبر پرهيزگار دىستيز[٥] است. هر چند
[١]. سنجانا: ج ٧ فصل ٧ بند ٥٨.
[٢]. دينكرد: كتاب ٧ فصل ١٠ بند ٢.
[٣]. هنگامى كه ايزد تيشتر نخستين قطره باران را بر روى زمين باريد، زمين به هفت بخش تقسيم شد. بخش ميانى خونيروث نيمى از كل زمين را تشكيل مىدهد و شش قسمت ديگر، خونيروث را احاطه كردهاند.
[٤]. اصطلاحى است ناظر به پايان جهان و زمانى كه نيروهاى خير بر شر غلبه مىيابند و جهان دوباره نو مىشود. اين واژه به معناى رستاخيز كردن به كار برده شده است( جستار در باره مهر و ناهيد: ص ١٢).
[٥]. دى: شب تاريك، مخفّف ديجور مطلق شب سياه را گويند( لغتنامه دهخدا).