علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨٣
مرحوم کشّي، ٣٠ روايت در مدح و ١٥ روايت در ذم يونس نقل کرده که راوي بعضي از روايات نکوهش، خود يونس است.[١٨٤] کشّي، سپس دليلهايي بر عدم اعتبار روايات نکوهش ميآورد. قبح اينکه امامان: شخصي را بهصورت صريح، سب کنند و يا خلاف عقل بودن اينکه کسي بدي خودش را بازگو نمايد از جمله دلايل ايشان است.[١٨٥]
مرحوم خويي نيز بهجز دو روايت، ساير احاديث نکوهش يونس را از نظر سندي تضعيف کرده است.[١٨٦] ايشان در ادامه، دو روايت صحيح در نکوهش يونس را رد کره و دو دليل براي آن بيان ميکند نخست، صدور احاديث صحيح وارده در مدح يونس و ديگري، اعتماد عالمان به وي تا جايي که او را از اصحاب اجماع دانستهاند.[١٨٧] ايشان اين احتمال را مطرح ميکنند که بر فرض صدور روايات نکوهشگر، احتمال تقيهاي بودن آن براي حفظ جان يونس منتفي نيست؛ چنانکه در مورد احاديث نکوهشگر زرارة بن اعين گفته شده است.[١٨٨]
مسأله ديگر درباره روايات نکوهش و انحراف يونس، نقل اين روايات از طريق رجال قمي است.[١٨٩] شيخ طوسي در دو جا از کتاب رجال خود تصريح ميکند که «قميون او را تضعيف کردند، اما او ثقه است.»[١٩٠] نکته ديگر اينکه محور تضعيف يونس، عقيدتي و کلامي است که بهصورت مختصر علت آن را ميتوان در احتمالات زير جستجو کرد:
١ـ اهل قم با نگاشتههايي که از نگاه آنها غلوآميز بود مبارزه کرده و گاه ناقلان اين احاديث را به اتهام غالي بودن از شهر قم اخراج کردند.[١٩١] همچنين گفته ميشود مکتب قم بر پايه نقلگرايي استوار بود و از نقد عقلي روايات دوري ميجستند.[١٩٢] اگر چنين انتسابي به حوزه حديثي قم
.[١٧٨] ر.ک: رجال الکشي، ص٤٩٦-٤٨٣.
[١٨٥]. همان، ص٤٩٧.
[١٨٦]. ر.ک: معجم رجال الحديث، ج٢٠، ص٢١٥-٢٠٩.
[١٨٧]. همان، ص٢١٥.
[١٨٨]. ر.ک: معجم رجالالحديث، ج٧، ص٢٤٥.
[١٨٩]. ر.ک: رجال الکشي، ص٤٩٧.
[١٩٠]. رجال الطوسي، ص٣٤٦ و ٣٦٨.
[١٩١]. ر.ک: تاريخ حديث شيعه (٢)، ص٨٣-٨٠.
[١٩٢]. ر.ک: همان، ص٧٩-٧٨.