علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٩
ايمان آوردهاند راهيافتهترند؟
نگارنده اين کتاب، سورههاي بقره، آلعمران، نساء، مائده، انعام، توبه و جمعه را سُوَري پرمطلب در شناسايي يهود برميشمرد.
او صفت ششم اين قوم را با استفاده از آيات ٤٤ تا ٤٦ سوره نساء ضعف ايمان ميداند.
]أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ أُوتُوا نَصيباً مِنَ الْكِتابِ يَشْتَرُونَ الضَّلالَةَ وَ يُريدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبيلَ. وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِأَعْدائِكُمْ وَ كَفى بِاللَّهِ وَلِيًّا وَ كَفى بِاللَّهِ نَصيراً. مِنَ الَّذينَ هادُوا يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ يَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَيْنا وَ اسْمَعْ غَيْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِي الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا وَ اسْمَعْ وَ انْظُرْنا لَكانَ خَيْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لكِنْ لَعَنَهُمُ اللَّهُ بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلاَّ قَليلاً[؛
آيا به کساني که بهرهاي از کتاب يافتهاند، ننگريسته؟! گمراهي را ميخرند و ميخواهند شما [نيز] گمراه شويد. و خدا به [حال] دشمنان شما داناتر است. کافي است که خدا سرپرستِ [شما] باشد و کافي است که خدا ياور [شما] باشد. برخي از آنان که يهودياند، کلمات را از جاهاي خود برميگردانند و با پيچانيدن زبان خود و بهقصد طعنهزدن در دين [اسلام با درآميختن عبري به عربي] ميگويند: شنيديم و نافرماني کرديم و بشنو [که کاش] ناشنوا گردي. و [نيز از روي استهزاء ميگويند]: راعنا [که در عربي يعني به ما التفات کن ولي در عبري يعني خبيثها] و اگر آنان ميگفتند: شنيديم و فرمان برديم و بشنو و به ما بنگر، قطعاً براي آنان بهتر و درستتر بود ولي خدا آنان را به علّت کفرشان لعنت کرد در نتيجه جز [گروهي] اندک ايمان نميآوردند.
وي صفت هفتم بنياسرائيل را پولدوستي و تفاخر مالي ميداند؛ صفتي که موجب شد تا بعضي از مسلمانان، هيمنه اقتصادي يهود را باور کرده، خود را ناتوان از مقابله ببينند؛ درحاليکه اين ادّعا، سابقه تاريخي دارد. اينان حتي خداي پيامبر٩ را فقير دانسته و خود را غني شمردند:
] لَقَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقيرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِياءُ سَنَكْتُبُ ما قالُوا وَ قَتْلَهُمُ الْأَنْبِياءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَ نَقُولُ ذُوقُوا عَذابَ الْحَريقِ. ذلِكَ بِما قَدَّمَتْ أَيْديكُمْ وَ أَنَّ