علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٨١
شما را شاهد ميگيرم، هر يک از آنها که نصيبي از (ولايت و محبت) مولا اميرالمؤمنين ٧ در او هست، حلالش ميکنم.[١٧٨]
نتيجه اينکه، بخشيدن افرادي که به يونس ظلم کردند، يکي از صفات با ارزش وي بهشمار ميآيد.
٦ـ٣. دفاع از حريم امامت
بعد از شهادت امام کاظم ٧، عدهاي از وکيلان ايشان در شهرهاي مختلف ـ که مسئول جمعآوري وجوهات شرعي مردم نيز بودند ـ دست به اقدامي زدند که بتوانند اموال جمعآوري شده را براي خود حفظ کنند. بدين جهت، مدعي شدند که امام کاظم ٧ شهيد نشده و هنوز زنده و غايب است که به نام «واقفيه» مشهور شدند. گرچه عدهاي از اين انحراف برگشتند، اما برخي با وجود نصيحتهاي مکرر امام رضا ٧ منکر امامت ايشان شدند.
يکي از فعاليتهاي يونس بن عبدالرحمن، مبارزه با کساني بود که سعي داشتند امام کاظم ٧ را آخرين امام معرفي کنند. در فضايي که عدهاي درباره شهادت امام کاظم ٧ و امامت امام رضا ٧ شبههپراکني ميکردند، يونس با صراحت و شجاعت، مسأله جانشيني و امامت امام رضا ٧ را بيان ميکرد.[١٧٩]
برخي از واقفيه در برابر دست برداشتن از اعتقاد به امامت امام رضا ٧ اموال بسياري را به يونس پيشنهاد دادند، اما او از قبول آن امتناع کرد و بر حق ثابت ماند.[١٨٠] وي تلاش ميکرد با روشنگري و طرح جانشيني امام رضا٧ ، خدعه اين گروه را خنثي کند. نمونه اين مجاهدتها، داستاني است که خود يونس نقل کرده است:
زماني که امام کاظم ٧ از دنيا رفت از معتمدانش کسي نبود مگر اينکه در دست او اموال زيادي بود و اين سبب شد که در امر امامت امام کاظم٧ وقوف کنند (قائل به امامت امام رضا ٧ نشوند) و رحلت ايشان را انکار کنند. نزد زياد قندي، هفتاد هزار دينار و نزد علي ابن ابيحمزه (بطائني) سي هزار دينار بود. اين را ديدم و حق را
[١٧٨]. همان، ص٤٨٨.
[١٧٩]. ر.ک: همان، ص٤٨٩.
[١٨٠]. ر.ک: رجال النجاشي، ص٤٤٦.