علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١١٨
هر جا و هر زمان دانست، بهويژه آنکه عبارتِ ياد شده، سندي ندارد و مربوط به فرد مُحرِم و سفر وي بهسوي مکه است ... .[٢٨٨]
موردي ديگر از تحليلهاي يادشده، مربوط به «خودداري از شبيخون زدن» در سيره نظامي پيامبر خدا ٩ است که صحيح بخاري آن را به نقل از اَنس بن مالک، چنين گزارش کرده است:
پيامبر خدا ٩ چون با قومي ميجنگيد، به آنها حمله نميکرد تا صبح شود. پس اگر از آنها صداي اذان ميشنيد، دست [از جنگ با آنان] ميکشيد و اگر نميشنيد، پس از صبح [و روشن شدن هوا] به آنها حمله ميکرد.[٢٨٩]
در تبيين و تحليل اين قسمت آمده است:
متن اين گزارشها بر نهي از شبيخون زدن و حُرمت آن دلالتي ندارد. ازاينرو فقيهان شيعه تنها به کراهت شبيخون زدن فتوا داده و آن را در جايي که پيروزي در جنگ، وابسته به آن است، مجاز و روا دانستهاند. مؤيد اين فتوا، برخي گزارشهاي حاکي از شبيخون زدن مسلمانان به مشرکان است که توسط صحيح مسلم، سنن أبي داود، السنن الکبري و ديگران نقل شده است.[٢٩٠]
٥-٦. شرح واژگان مشکل
از ديگر نقاط قوّت کتاب آنکه واژههاي کمکاربرد و اصطلاحهاي ناآشنا که گاه در بخشهاي حساس متن احاديث و گزارشها جاي گرفته و کمتر نقل و شرح شدهاند، در اين کتاب با دقتي افزون در پاورقي متن، معنا و تبيين شده است.
بهعنوان نمونه واژه «لُعاعة» در عبارت «...وَجَدتُم في أنفسکُم يا مَعشر الانصار في لُعاعَةٍ مِنَ الدنيا تَأَلَّفتُ بِها قوماً لِيُسلموا، و وَکَلتُکم إلي اسلامکم...»[٢٩١] در کتابهاي لغت مانند
[٢٨٨]. سيره پيامبر خاتم ٩، ج١، ص ٢٢٤ - ٢٢٥، ح ٢٠٠.
[٢٨٩]. صحيح بخاري، ج ٣، ص ١٠٧٧، ح ٢٧٨٤.
[٢٩٠]. سيره پيامبر خاتم ٩، ج٧، ص ٣١٢ - ٣١٣، ح ٤٥٤٦.
[٢٩١]. ر.ک: همان، ج٧، ص ٢١ - ٢٢، ح ٤٢٤٣.