علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٤١
در تاريخگذاري احاديث اهل سنت بوده است. ازاينرو پس از فصل نخست که به مفاهيم و کليات پرداخته، در فصل دوم و سوم به ترتيب، مباني و روشهاي خاورشناسان را مورد مطالعه انتقادي قرار داده است. در ادامه، محتواي فصلها گزارش ميشود.
١-٢. گزيده فصل نخست
در ابتداي اين فصل، مفاهيم ضروري پژوهش تبيين شده است. تعريف برگزيده اين نوشتار از خاورشناسي، اينگونه است:
خاورشناسي رويکردي است که پديدههاي برآمده از شرق را بر پايه مباني و سبکِ فکري دنياي غرب مينگرد.
تاريخگذاري نيز به تعيين خاستگاه پيدايش، چگونگي انتقال و نشر حديث تعريف شده است. نويسنده در کليات، جايگاه تاريخگذاري در حديث را چنين شرح داده است:
تاريخگذاري حديث پديدهاي غربي است، اما ميتوان آن را از دو جهت در هندسه علوم حديث مورد توجه و تطبيق قرار داد:
· تاريخگذاري حديث از آن جهت که درصدد تعيين ارزش تاريخي احاديث است، به نقد و ارزيابي احاديث ميپردازد. ازاينرو به «نقد حديث» شباهتهاي زيادي دارد. تفاوت اساسي اين دو، در نوع نگاه به احاديث آشکار ميشود. مسلمانان احاديث را منبع دين ميدانند؛ در نتيجه سنجش حجيت شرعي حديث بهعنوان متني مقدس، دغدغه اصلي در نقد حديث است. در مقابل، خاورشناسان احاديث را مهمترين منبع تاريخ اسلام ميپندارند؛ ازاينرو تنها سنجش اعتبار تاريخي احاديث بهعنوان مدارک تاريخي، محل توجه و اهتمام آنان در تاريخگذاري احاديث است.
· تاريخگذاري حديث در بررسي خاستگاه و سير تطوّر حديث، مسائلي از قبيل تاريخچه کتابت حديث، منع تدوين حديث، نظام اِسناد و راويان حديث را مورد توجه قرار ميدهد. بسياري از اين مسائل در علوم حديث تحت عنوان «تاريخ و منابع حديث» بررسي ميشوند. تفاوت اساسي اين دو موضوع نيز به روش پژوهشي خاورشناسان بازميگردد. در تاريخ حديث، خاستگاه و پيدايش حديث، قدسي است و انتقال حديث نيز مسيري امن را پيموده است؛ هر چند در اين مسير با برخي