علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٢٠
مباحثي تربيتي از جريان حضرت ابراهيم و اسماعيل و جريان حضرت نوح : ميآورد. از اخلاق فردي و اجتماعي سخن ميگويد و درباره تغيير و انقلاب انفس و جوامع، مينويسد. از زن در قرآن حرف ميزند و نسبت به ظلم اجتماعي اظهار نظر ميکند. از جاهليت قديم و جديد ميگويد و درباره تبليغات از ديدگاه قرآن، سخنراني ميکند. او در اين بحثها از سورههاي ماعون، فجر، مدثّر، روم، اسراء، نساء، فيل، ذاريات، نحل، احزاب، مائده، سجده، حجرات، بقره، حجر، حج، آلعمران، مجادله، انعام، صافات، يونس، رعد، توبه، اعراف و شعرا بهره ميگيرد. با اين نمايه، روشن است که دستهبنديهاي او متناسب با برنامههاي راديويي و تلويزيوني و با هدف اثرگذاري بر مخاطب و نه يک پژوهش مستند علمي تهيه شده است.
جلد دوم با عنوان «بناء الأمّة و مواجهة التحدّيات، تعدّد الميادين و اليقظة» در ٤٣٧ صفحه شکل گرفته است. اين جلد از حيث ساختار، منظمترين مجلدات بوده و هشت فصل دارد. نويسنده در فصل نخست با عنوان «شمولية البناء» درصدد است تا مدلول هر يک از آيات قرآني را در گسترهاي فراتر از سبب نزول و سياق، حجّت دانسته و با کشف ملاک، آن را نسبت به همه حوزهها گسترش دهد. در فصل دوم با عنوان «البناء في القرآن الکريم» درصدد اثبات انقلابي بودن تمدّن قرآني است؛ تمدّني که درصدد تغيير نفس انسان و اجتماع اوست. در فصل سوم با عنوان «الإعداد للتغيير» زمينههايي را که قرآن براي تغيير انسان توصيه ميکند، معرفي کرده و مواردي چون فهم سُنَن الهي و رابطه ميان فکر و عمل را ميشمرد. فصل چهارم با عنوان «البناء و بعض آيات القرآن» به نمونههايي از سنتهاي الهي اشاره ميکند و مواردي چون ياري خدا نسبت به دوستانش و عذاب دشمنانش را ذکر مينمايد. فصل ششم با عنوان «الوقت و البناء» به جايگاه زمان در سازندگي ميپردازد. در فصل هفتم تحت عنوان «البناء الفکري» به مسأله تفکر و تدبر و آنچه بايد مورد تفکّر قرار بگيرد، توجّه کرده و فصل هشتم را با عنوان «أمّتنا و اعداء الحق و الانسان» به موضوع يهود در قرآن اختصاص داده است.
جلد سوم با عنوان «شفاء القرآن و جيل البناء، ملامح المجتمع القدوة» در ٤٥١ صفحه نگاشته شده است. محمد صالح در اين جلد، تفسيري از ]إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدي لِلَّتي هِيَ أَقْوَمُ[[٣٦] ارائه ميکند، سپس به قواعد قرآنيِ سازندگي ميپردازد. آنگاه از اثر ايمان به وعدههاي الهي گفته و
[٣٦]. الاسراء، ٩.