علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ٩٦

إِنِّي سَمِعْتُ رَسُولِ اللَّهِ ٩ يَقُولُ: لَيْسَ مِنَ الْقُرْآنِ آيَةٌ إِلَّا وَ لَهَا ظَهْرٌ وَ بَطْنٌ‌.[٢٢٦]

در اين روايت، وجود ظاهر و باطن براي قرآن مسلّم به‌شمار آمده و ترديدي نيست که منظور از ظاهر، معارفي است که از ظاهر آيات فهميده مي‌شود و منظور از باطن، معارف باطني آيات است.

رواياتي نيز وجود دارد که ضمن خبر از وجود باطن براي قرآن، يا مسلّم دانستن آن، مشخصاتي را نيز براي ظاهر و باطن بيان کرده‌اند. به‌عنوان نمونه؛ فُضيل گويد: از ابوجعفر (امام باقر٧) درباره روايت: «هيچ آيه‌اي از قرآن نيست، مگر اين‌که براي آن ظهري و بطني است.» سؤال کردم، فرمود:

ظهر آن تنزيل آن است و بطن آن تأويل آن.[٢٢٧]

از اين روايت استفاده مي‌شود که صدور روايت مورد سؤال و وجود ظهر و بطن براي آيات قرآن کريم در آن زمان قطعي بوده است. ازاين‌رو، امام٧ در پاسخ سؤال فضيل، معناي ظهر و بطن را بيان فرمود و درباره صدور آن و اصل وجود ظهر و بطن براي قرآن، سخني نفرمود.[٢٢٨]

رواياتي نيز وجود دارد که درجات مختلفي را براي باطن قرآن معرفي مي‌نمايد. به عنوان نمونه؛ در ضمن روايتي، امام باقر٧ به جابر بن يزيد جعفي فرمود:

يا جابر! إنَّ للقرآن بطناً و لِلبَطنِ بطنٌ و له ظهرٌ و لِلظهر ظهرٌ؛[٢٢٩]

اي جابر! قرآن، باطني دارد و براي باطن آن باطني است و قرآن ظاهري دارد و براي ظاهر آن ظاهري است.

در روايتي ديگر، حسن بصري از پيامبر اکرم ٩ نقل نموده که ايشان فرمود:

لمّا أنزل الله عزّوجلّ آيةٌ إلّا و لها ظهرٌ و بطنٌ و لِکلِّ حرفٍ حَدٌّ و لِکلِّ حَدٍّ مَطلَعٌ.[٢٣٠]


[٢٢٦] . البرهان في تفسير القرآن، ج ١، ص٢٧٠.

[٢٢٧] . بصائر الدرجات، ص١٩٦.

[٢٢٨] . باطن قرآن کريم، ص١٠.

[٢٢٩] . بحارالانوار، ج ٩٢، ص٩١.

[٢٣٠] . بصائر الدرجات، ص٢٠٣، ح ٢؛ تفسير عياشي، ج ١، ص١١، ح ٥.