علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٤٣
نويسنده تلاش کرده است تا به دور از انگيزهخواني يا تعصبات ديني و بر اساس گفتمان مشترک به نقد مباني خاورشناسان بپردازد؛ به همين دليل از نقدهاي خاورشناسان بر يکديگر بيشترين بهره را برده است.
٣-٢. گزيده فصل سوم
اين فصل پاياننامه به مطالعه انتقادي روشهاي خاورشناسان در تاريخگذاري ميپردازد. نويسنده آشنايي با ماهيت شواهد تاريخي را براي تحليل بهتر تاريخگذاري ضروري دانسته، ازاينرو انواع شواهد مورد استفاده مورّخان را در ابتداي اين فصل تبيين نموده است. نگاه خاورشناسان به تاريخ و منابع اسلامي در دستهبندي شواهد در تاريخگذاري احاديث بسيار ثمربخش است. بر اساس همين نگاه، روشهاي تاريخگذاري به دو دسته «تاريخگذاري بيروني» و «تاريخگذاري دروني» دستهبندي ميشوند. ملاک بيروني بودن روش تاريخگذاري، خارج بودن شواهد تاريخگذاري از متن يا سند حديث است. بايد توجه داشت که حديث در نگاه تاريخي خاورشناسان، معناي گستردهاي دارد و شامل موارد ادبي کهن نيز ميشود. در نگاه تاريخي، مجموع سند و متن مدرک تاريخي را تشکيل ميدهند؛ بنابراين سند حديث از متن آن جداييناپذير است. روشهاي دروني تاريخگذاري نيز روشهايي دانسته شده که از اطلاعات موجود در خود احاديث ـ متن و سند ـ استفاده ميکنند.
خاورشناسان در تاريخگذاري بيروني از شواهد بيروني متنوعي بهره گرفتهاند. تاريخگذاري بر اساس شواهد باستانشناسي، دادههاي تاريخي و تاريخ عناصر متني حديث، نمونههايي از تلاشهاي خاورشناسان در تاريخگذاري بيروني احاديث است. روش تاريخگذاري بيروني، بر پايه شواهد خارج از متن يا سند حديث استوار است. شواهد بيروني تاريخ اسلام در تاريخگذاري قابل استفاده هستند، اما کمبود اين منابع از يکسو و شيوه خوانش و چينش آنها از سوي ديگر، کاربرد اين شواهد را با مشکل مواجه ساخته است. به نظر ميرسد خاورشناسان شکّاک، تنها با استفاده از اين روش، راه بهجايي نميبرند.
نخستين قرينه يا شاهد در تاريخگذاري دروني، تاريخگذاري بر اساس نخستين منبع ناقل حديث است. اين روش تنها در صورت «تاريخبردار بودن» منبع قابل استفاده است. خاورشناسان