علوم و معارف قرآن و حدیث

علوم و معارف قرآن و حدیث - علوم و معارف قرآن و حدیث - الصفحة ١٤٢

دشمني‌ها، کاستي‌ها و سودجويي‌ها مواجه بوده، اما تاريخ‌گذاري غربي بر اساس نگاه باستان‌شناسانه به حديث و تکيه بر شکاکيت تاريخي‌، به دنبال کشف شرايط عيني و ذهني پديدآورندگان و سازندگان مدارک تاريخي (احاديث) است. در ديدگاه خاورشناسان تعبّد معنا ندارد و بايد همه چيز بر اساس اصول علمي و تاريخي اثبات شود.

٢-٢. گزيده فصل دوم

اين فصل به مطالعه انتقادي مباني خاورشناسان اختصاص يافته است. نگاه تاريخي خاورشناسان به احاديث، نتايج متفاوتي در مطالعات حديثي داشته؛ به‌گونه‌اي که در برخي از موارد، گروهي از مسلمانان را نيز به تجديد نظر در مباني ديني سوق داده است. شکوفايي علم تاريخ، علاوه بر تأثيرات عميقي که در شکل‌گيري انديشه تاريخْ بنيادِ اروپايي نهاد، مباحث حديثي خاورشناسان را نيز دچار فرآيند ويژه‌اي نمود. نقش مباني تاريخ‌گذاري احاديث، علاوه بر دسته‌بندي ميان خاورشناسان و صف‌آرايي با مسلمانان، در انتخاب روش‌هاي گوناگون تاريخ‌گذاري پديدار مي‌شود. اين مباني را مي‌توان در دو حوزه کلي «مباني مربوط به خاستگاه حديث» و «مباني مربوط به سير تطوّر حديث» سامان داد، زيرا خاورشناسان حديث را به‌عنوان پديده‌اي تاريخي مورد بررسي قرار مي‌دهند و در هر تحقيق تاريخي، توصيف و تبيين ظهور پديده تاريخي و خاستگاه آن و نيز، توصيف و تبيين سير تطوّر پديده تاريخي اهميت فراواني دارد. مباني خاورشناسان در خاستگاه حديث دربرگيرنده نفي اصالت وحياني احاديث و نفي اصالت تاريخي احاديث است. در سير تطوّر حديث نيز خاورشناسان مباني خاصي درباره کتابت و سند حديث برگزيده‌اند. در بخشي از پايان‌نامه چنين آمده است:

خاورشناسان ناگزير بوده‌اند که تحقيقات خود را بر اساس الگوهاي برآمده از گفتمان‌هاي مختلف علمي، فلسفي و روش‌شناختي غرب ارائه دهند. نقد اساسي مباني خاورشناسي نيز از همين گفتمان‌ها سرچشمه مي‌گيرد. آيا مي‌توان گفتمان‌هاي تولد يافته در بستر الهيات مسيحي را بر متون اسلامي تطبيق داد؟ آيا روش‌هايي که در مطالعات عهدين ظهور يافته‌اند در مطالعات اسلامي کارايي دارند؟ آيا مي‌توان از مباني فکري و زيربناي فلسفي خاورشناسان چشم‌پوشي کرد؟