علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٨٦ - مفهوم عقل و حدود کارآیی آن در دو شرح «الکافی»
در باره معرفت و جهل قبلاً سخن گفته شد و نقل شد که نه تنها متکلمان، بلکه همه امت بر وجوب نظر در معرفت خداوند اجماع دارند.
وی دیدگاه شیخ مفید را در این خصوص متذکر میشود:
معرفت به خداوند متعال و معرفت به انبیا و هر غیبی اکتسابی است و معرفت هیچ یک ضروری نیست.[١]
سپس برخی دیگر از وجوهی را میآورد که میتوان این خبر را بر آن حمل کرد:
اول، همه علوم و معارف به حسب استعداد و قابلیت بندگان یا بیواسطه و یا توسط انبیا و اوصیا _ علیهم السلام _ افاضه از جانب خداوند است و بر خلق واجب است که نفس خود را از اغراض پست و حمیت و عصبیت خالی کنند و طالب حق شوند و بعد از افاضه حق به آن اقرار نمایند و انکار نکنند. وی به نقل از محقق طوسی[٢] میآورد:
علم نیاز به استعداد دارد؛ یا استعداد ضروری که با حواس حاصل میشود یا استعداد اکتسابی که با استعداد ضروری حاصل میشودو
همچنین، شرح عبارت فوق از علامه حلی[٣]را نقل میکند.
وی روایتی را از صدوق،[٤] از امام صادق _ علیه السلام _ در تأیید این وجه میآورد. امام _ علیه السلام _ در پاسخ عبد الرحیم قصیر که سؤال کرد: «آیا معرفت و جحود دو مخلوقاند؟»، فرمود:
معرفت و جحود صنع الهی در قلب مخلوق است و بندگان دخالتی در صنع آن دو ندارند و تنها میتوانند آن دو را با اختیار کسب نمایند.
دوم، معرفت خالق و اقرار به وجود او باشد و این فطری است.
وی از بزنطی روایت میآورد:
از امام رضا _ علیه السلام _ سؤال کردم: آیا مردم در معرفت دخالتی دارند؟ حضرت _ علیه السلام _ فرمود: «نه». گفتم: آیا مثاب بر آن هستند؟ حضرت
_ علیه السلام _ فرمود: «به آنان همانند معرفت ثواب نیز داده میشود».[٥]
[١].اوائل المقالات، ص٦١.
[٢]. تجرید الاعتقاد، ص١٧١.
[٣].کشف المراد، ص٣٢٣.
[٤]. التوحید، ص٢٢٦.
[٥]. قرب الاسناد، ص١٥١.