علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٩ - تحلیل انکار نصوص امامت از سوی برخی نزدیکان اهل بیت
هدف جریان نفاق از زشت نشان دادن چهره پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ نابودی شخصیت بود تا پس از آن بتواند اساس اسلام را به انحراف بکشاند و مسلمانان را از راه و روش و سنت پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ دور سازد.[١] آنان در اجرای این هدف موفقیتهایی نیز به دست آوردند که اولین آن، خانهنشین کردن جانشین پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ و دور ساختن امت اسلام از اهل بیت ایشان بود.
ب: منع تدوین حدیث
دستگاه غاصب خلافت که میدانست پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ بارها جانشین خود را به امت معرفی کرده و در باره شایستگیهای او سخن گفته، برای رسیدن به قدرت و حکومت و ماندگاری در آن، با تدوین و نگارش حدیث به مبارزه برخاست و از ترویج سخنان پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ ممانعت به عمل آورد تا با گذشت زمان سفارشهای پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ از حافظه مردم و جامعه پاک شود و اندیشه سیاسی پیامبر
_ صلّی الله علیه و آله _ به فراموشی سپرده شود.
ج: پدید آوردن جریان رأی و سپردن فتوا به دست نااهلان
پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ برای روزهای پس از خود نیز اندیشیده بود. آن حضرت مرجعیت سیاسی، علمی و فکری پس از خود را به شایستهترین فرد امت سپرده بود؛ اما نیرنگ بازان عرصه سیاست مانع خلافت و مرجعیت امام علی _ علیه السلام _ شدند.
پس از پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ کسانی حکومت را به دست گرفتند که نه آگاهی درستی از دین و معارف آن داشتند و نه اعتقادی به آن. اما امت اسلام انتظار داشت همانند زمان پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ برای مرجعیت دینی و فکری چارهای اندیشیده شود. حاکمان غاصب برای حل این مشکل تصمیم گرفتند باب رأی و تأویل را بگشایند و خود و عدهای از اشخاص مورد اعتمادشان عهده دار کرسی فتوا و مرجعیت فکری و دینی جامعه شوند.
از این رو، مشاهده میشود که اشخاصی مانند عایشه، زید بن ثابت، عبد الرحمن بن عوف، ابو هریرة و مانند آنان اجازه فتوا یافتند؛ اما اهل بیت پیامبر _ که بر اساس سفارش پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ در حدیث ثقلین، مرجعیت امت به آنان واگذار شده بود _ به حاشیه رانده شدند تا مبادا اندیشه سیاسی پیامبر _ صلّی الله علیه و آله _ از طریق آنان برای
[١]. ر.ک: الصحیح من سیرة النبی الاعظم، ج١، ص٢٢.