علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٣٠ - مطالعه انتقادی دیدگاه عمر فلاته در باره آغاز پیدایش جعلِ حدیث
به هدف نگارش رساله دکتری به تألیف این اثر دست یازیده است _ دیدگاه متفاوتی را در باره آغاز جعل حدیث مطرح کرده و کوشیده است تا پیدایش جعل حدیث را پس از عصر صحابه و در ثلث آخر سال نخست هجری اثبات نماید.[١]
عمر فلاته بر این باور است که پدیده جعل حدیث به عنوان یکی از آسیبهای مخرب درون دینی امکان تحقق را در عصر پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ نداشته است و صحابه پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ با دقت و مواظبت در نقل احادیث نبوی، در عمل، زمینه پیدایش جعل حدیث را برچیدند. وی با نقد دیدگاه همکیشان خود، حجیت و اعتبار متونی که پیدایش احادیثِ موضوع را در نیمه نخست قرن اول هجری به اثبات میرساند، مخدوش دانسته و مفاد و دلالت آنها را نارسا و ناکافی شمرده است. این در حالی است که دیدگاه عمر فلاته در میان دیگر آرای مطرح در این موضوع، شاذّ و غریب بوده و با تاریخهایی که _ حتی از سوی اهل سنت _ برای آغاز جعل حدیث ذکر شده است، بسیار فاصله دارد. از این رو، این پژوهش تلاش دارد تا بر پایه منابع و مستندات اهل سنت دیدگاه عمر فلاته را نقد نماید و وقوع جعل حدیث در زمان حیات پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ را به اثبات رساند.
الف) مطالعه دیدگاه عمر فلاته
با تأمل در کتاب عمر فلاته میتوان دریافت که وی در اثبات دیدگاه خویش از دو رویکرد سلبی و ایجابی بهره برده است. او ابتدا در رویکردی سلبی امکان وقوع پدیده جعل حدیث در نیمه نخست قرن اول هجری را نفی کرده و به نقد آرایی پرداخته است که قایل به وقوع جعل حدیث در آن برهه زمانی بودهاند و سپس در رویکردی ایجابی و به استناد برخی گزارشهای تاریخی، به اثبات نظریه خویش پرداخته و ثلث آخر قرن نخست هجری را زمان آغاز جعل حدیث معرفی کرده است.
١. رویکرد سلبی
انکار وقوع جعل حدیث در حیات پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ و خلفا
عمر فلاته با استناد به سیره اصحاب پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ که به پیروی از سیره
[١]. شایان ذکر است که از نگاه فلاته، مقصود از «حدیث موضوع»، انتساب سخنان دروغین به پیامبر _ صلی الله علیه و آله _ است و اموری چون انتساب سخن دروغین به صحابه و تابعین و یا ادعای دروغین درباره رسالت پیامبر از موضوع بحث خارج است.