١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٥١ - تعدیلکنندههای واکنش در خوشایند _ ناخوشایند بر اساس احادیث

مختلفی عمل می‌کنند. واکنش‌ها به این دو موقعیت را می‌توان به دو گونه منفی و مثبت طبقه‌بندی نمود. واکنش مثبت به خوشایند، شکر و سپاسگزاری و واکنش مثبت به ناخوشایند، صبر و بردباری است که در مجموع، رضامندی از تکوین را تشکیل می‌دهند.[١] واکنش منفی به این دو موقعیت، الگو‌های متفاوتی دارد که در آیات قرآن کریم و روایات پیشوایان دین مورد توجه قرار گرفته است.یکی الگوی «فرح_ قنوط» است.[٢] برخی هنگام خوشایند بدمستی می‌کنند و هنگام ناخوشایند ناامید می‌شوند. الگوی دوم، «فرح _ کفران» است.[٣] برخی به سبب غفلت از خدا، هر گاه با نعمت مواجه شوند، خوشحالی از نعمت نمی‌گذارد به یاد خدا بیفتد و هر گاه با عذاب و مصیبتی که ثمره کار‌های بد خودشان است، مواجه شوند، باز طبع کفران‌گرشان نمی‌گذارد به یاد پروردگارش بیفتد.[٤] کفران می‌تواند به معنای نادیده گرفتن نعمت‌های پیشین نیز باشد؛ بدین معنا که برخی افراد در دوران خوشایند بدمستی می‌کنند و در دوران ناخوشایند نعمت‌های پیشین را نادیده می‌گیرند. الگوی سوم، «فرح، فخر _ یأس، کفران» است.[٥] معنای ناامیدی، ناامیدی از بازگشت دو باره آن نعمت است که موجب کفران نعمت می‌شود؛ گویی او خود را طلبکار در آن نعمت می‌دانسته و آن را حق ثابت خود می‌پنداشته است. پس طبیعت انسان به گونه‌ای است که وقتی چیزی از او گرفته می‌شود، مأیوس می‌گردد و کفران می‌ورزد؛[٦]
اما وقتی نعمت به او داده می‌شود، آن چنان خوشحال می‌شود که خیال می‌کند همیشه
در این حال باقی خواهد ماند و به همین دلیل، دچار فخر نیز می‌شود.[٧] الگوی چهارم الگوی «دعا _ اعراض» است.[٨]‌ وقتی خدای تعالی به انسان نعمتی می‌دهد، او از خدا
روی می‌گرداند و تکبر می‌کند. و چون نعمتی را از او سلب می‌کند، باز به یاد خدا می‌افتد
و به سویش روی می‌آورد.[٩] در برخی دیگر از آیات، با تعبیر‌های مختلف، همین الگو


[١].‌ ر. ک: «ساختار احساس سعادتمندی در احادیث».

[٢].‌ «و إذا أذقنا الناس رحمة فرحوا بها و إن تصبهم سیئة بما قدمت أیدیهم إذا هم یقنطون» (سوره روم ، آیه ٣٦).

[٣].‌ «و إنا إذا أذقنا الإنسان منا رحمة فرح بها و إن تصبهم سیئة بما قدمت أیدیهم فإن الإنسان کفوراً» (سوره شورا، آیه ٤٨).

[٤]. ترجمه تفسیر المیزان، ج‌١٨، ص١٠٠.

[٥].‌ «و لئن أذقنا الإنسان منا رحمة ثم نزعنا‌ها منه إنه لیئوس کفور * و لئن أذقناه نعماء بعد ضراء مسته لیقولن ذهب السیئات عنی إنه لفرح فخور» (سوره هود، آیه ٩ و ١٠).

[٦]. ترجمه تفسیر المیزان، ج‌١٠، ص٢٣٣.

[٧]. همان، ص٢٣٤.

[٨]. «وَ إِذَا أَنْعَمْنَا عَلی الْانسَانِ أَعْرَضَ وَ نََا بجَِانِبِهِ وَ إِذَا مَسَّهُ الشَّرُّ فَذُو دُعَاءٍ عَرِیض»‌( سوره فصلت، آیه ٥١).

[٩]. ترجمه تفسیر المیزان، ج١٧، ص٦١٢.