علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٤ - نگاهی به نقش و جایگاه مؤلّفههای «کتابْمحور» در ارزیابیهای حدیثی قدما
درستی صدور محتوای آن مورد اعتماد قدما بوده،[١] ملاک سنجش کتاب کاشانی قرار گرفته است که به سبب موافقت محتوای این کتاب با محتویات اثر ابن خانبه، صحت کتاب او تأیید شده است.[٢]
٢. وجود حدیث در کتب و اصول معتَمد
نشانۀ دیگر قدما برای اعتماد و اطمینان به صدور حدیث، نقل آن در نوشتههای حدیثی معتبر است. چنان که گذشت، یکی از پایههای اصلی و اساسی تصحیح حدیث نزد قدما وجود حدیث در اصول حدیثی صحیح و معتمَد بوده است.[٣]
اظهار نظر شیخ طوسی را در بارۀ حدیثی منقول از حُذیفة بن منصور نیز میتوان
از نمونههای دیگر توجه قدما به این قرینه یاد کرد. یکی از دلایل وی _ که حکم به تضعیف این حدیث داده و عمل به آن را نادرست برشمرده _ آن است که این حدیث در هیچ یک
از اصول مصنّف حدیثی ثبت نشده است.[٤] محدّث نوری نیز شهادت کلینی بر
صحت احادیث کتاب خود را به وجود حدیث در اصول و کتابهای حدیثی مورد
اعتماد _ که انتساب آن آثار به مؤلّفانشان محل تردید نیست _ در کنار سایر ویژگیها تفسیر کرده است.[٥]
از نظر آقا بزرگ طهرانی، صرف وجود حدیث در یکی از اصول حدیثی معتمد
از موجبات حکم به صحت آن نزد متقدّمان بوده است، اما در بارۀ سایر کتابهای حدیثیِ قابل اعتماد، حکم به صحت حدیث، پس از دفع سایر احتمالات مخلّ به اطمینان
صدور بوده است. صرف وجود حدیث در این کتابهای قابل اعتماد یا درستی باور مذهبی مؤلفانش بر خلاف اصول حدیثی، برای تصحیح احادیث آنها کافی نبوده است.[٦]
[١]. رجال النجاشی، ص٣٤٦.
[٢]. همان، ص٢٥٥.
[٣]. ر.ک: الرواشح السماویة، ص١٦١.
[٤]. تهذیب الاحکام، ج٤، ص١٦٨-١٦٩.
[٥]. خاتمة مستدرک الوسائل، ج٣، ص٤٩٣-٤٩٤. البته این نکته گفتنی است که یکی از محققان معاصر منابع کلینی در الکافی را به چهاردسته قابل تقسیم میداند: ١. مؤلفان معتبر نزد طایفه امامیه؛ ٢. راویان تضعیف شده همچون اسحاق بن محمد نخعی که به شدت تضعیف شده و کتب وی نادرست خوانده شده است؛ ٣. منابعی که در وثاقت مؤلف اختلاف نظر دیده میشود؛ ٤. مؤلف تضعیف شده، ولی کتاب وی معتبر خوانده شده است (ر.ک: « لزوم ارزیابی سندی»، ص١٣٨-١٣٩).
[٦]. الذریعة، ج٢، ص١٢٧؛ و نیز کلیات فی علم الرجال، ص٤٨٥.