علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤ - نگاهی به نقش و جایگاه مؤلّفههای «کتابْمحور» در ارزیابیهای حدیثی قدما
درآمد
از سدههای پیش در میان دانشوران حدیث و فقهِ شیعه چنین شهرت یافته است که دانشمندان حدیث، فقه و اصول را به دو دستۀ «متقدّمان» (قدما) و «متأخّران» تقسیم میکنند. مرزی دقیق میان این دو گروه تعریف نشده است، اما عالمان حدیث معمولاً شیخ طوسی _ که از او به «لسان القدماء» یاد میشود[١] _ و عالمان پیش از وی را از متقدّمان میدانند.[٢] در برخی متون فقهی پس از سدۀ هفتم هجری، محقق حلّی (م٦٧٦ق) و چه بسا علامه حلّی (م٧٢٦ق) حد فاصل میان متقدّمان و متأخّران به شمار آمدهاند؛ به این معنا که پیش از این دو را متقدّمان و پس از ایشان را متأخّران قلمداد کردهاند.[٣] اگر در بارۀ مرز دقیق میان متقدّمان و متأخّران اندکی گفت و گو باشد، در این نکته گفت و گویی نیست که شیوهها و معیارهای این دو دسته از دانشوران در گسترۀ ارزیابی و اعتماد به احادیث یکسان نبوده است.
آگاهیهای ما در بارۀ سنت حدیثپژوهی محدّثان متقدّم به ویژه در
حوزۀ اعتبارسنجی احادیث اندک و محدود به برخی گزارشهای عالمان متأخّر است. گفتنی است که این اطلاعات در مواردی پیچیده و متحیرکننده است؛ بهگونهای که برخی عالمان آن زمان بر این باور شدهاند که عالمان حدیثگرای معاصرشان به نقدهای سندی _ رجالی در سنجشهای اعتباری احادیث یکسره بیتوجه بودهاند؛ نگرشی که از سوی برخی پژوهشگران معاصر نیز به مثابۀ نقدی بر سنت حدیثی تشیع امامی مطرح شده است.[٤]
ظاهراً شیخ حسن بن زینالدین عاملی (م١٠١١ق) صاحب المعالم نخستین عالمی است که به تفاوت بنیادین مبانی حدیثپژوهی قدما و متأخّران اشاره کرده و در مقدمۀ کتاب مُنتقی الجُمان فی الأحادیث الصحاح و الحسان، به ویژه مقدمۀ اول و دوم و هشتم، به برخی مبانی حدیث پژوهش عالمان متقدّم و متأخّر و تفاوت آنها اشاره دارد. پس از وی، دیگر عالمان، همچون شیخ بهایی و به طور خاص، عالمان اخباری، مانند فیض کاشانی
[١]. ر.ک: سماء المقال، ج٢، ص٢٩٨، ش٣٠٠.
[٢]. خاتمة مستدرک الوسائل، ج١، ص٣٠٨.
[٣]. برای نمونه ر.ک: ذکری الشیعة، ج١، ص٦-٧.
[٤]. در این باره ر.ک: تصحیح اعتقادات الإمامیة، ص٨٨؛ رسائل الشریف المرتضی، ج١، ص٢١١ – ٢١٢؛ مشکلة الحدیث، ص٢٤٩-٢٥٤.