١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧ - نگاهی به نقش و جایگاه مؤلّفههای «کتابْمحور» در ارزیابیهای حدیثی قدما

شیعی عصر صدور نیز بوده[١] و در مواردی از ائمه در بارۀ اعتبار روایات آنها پرسش می‌شده است. مراجعۀ محمّد بن حسن بن أبی‌خالد شینولة به امام جواد _ علیه السلام _ و پرسش در بارۀ اعتبار کتاب‌های رسیده از عصر صادقین _ علیهما السلام _ نمونۀ بارز این مطلب است.[٢] به روشنی از این روایت برمی‌آید که توجه به کتاب حدیثی برای ارزشگذاری روایات از دوران حضور امامان شیعه مورد توجه عالمان امامیه بوده است. به دیگر سخن، از آنجا که نقل حدیث در شیعۀ امامی بر محور کتاب/نوشتارِ حدیثی بوده است،[٣] ارزیابی آن نیز بیشتر مبتنی بر «کتاب/نوشتار» بوده است.

با نگاهی دقیق به قراین موجود می‌توان گفت که قدما به منبع مکتوب حدیث
(شامل اصل، جزء، کتاب/کتب) توجه ویژه‌ای داشته‌اند و در ارزیابی حدیث در کنار دیگر محور‌های ارزیابی فرآیند صدور حدیث،[٤] به چگونگی منبع و مأخذ آن هم توجه خاص داشته‌اند. با توجه به همین قراین و شواهد کتاب‌محور است که از عالمان گذشته همچون ابو العبّاس نَجاشی (م٤٥٠ق) در زمرۀ باورمندان به نظریۀ «حجیّت کتاب» یادشده است.[٥]

نگارش کتاب‌های «فهرست»[٦] با هدف شناسایی و شناساندن منابع حدیثی، بررسی و بیان حجیت آنها و نسخه‌هایشان بوده است. بر این اساس، این گونۀ خاص از نگارش‌ها را می‌توان مکمّل کتاب‌های رجالی به شمار آورد. رونق نگارش کتاب‌های «فهرست اصول و مُصنّفات» از اواخر سدۀ سوم هجری _ به شکلی که نجاشی (م٤٥٠ق) به کتاب «فهرستات» اشاره می‌کند[٧] _ در همین مسیر قابل تفسیر است. وجود این گونۀ خاص


[١]. ر.ک: رجال النجاشی، ص٣٩-٤٠.

[٢]. برای این گزارش ر.ک: الکافی، ج١، ص٥٣.

[٣].‌ بدون تردید، کتاب‌های کهن حدیثی امامی از جمله کتاب‌های چهارگانۀ حدیثی، از پالایش و تدوین منابع مکتوب حدیثی پیش از خود فراهم آمد‌هاند. ظاهراً آنچه شیخ صدوق در مشیخۀ من لا یحضره الفقیه خود آورده، طرق او به همان مکتوبات اولیۀ حدیثی بوده است (ر.ک: وسائل الشیعة، ج٣٠، ص٢٢).

[٤]. در این باره ر.ک: نقد و تحلیل معیار‌های.‌..، ص١٠٢-١٥١.

[٥]. بازسازی متون کهن حدیث شیعه، ص١١١.

[٦]. تألیف کتب «فهرست» شیوۀ کهنی در میان تألیفات رجالی شیعی است که در آن نام صاحبان کتب، مبنای نگارش قرار می‌گیرد و مؤلف در این نگارش‌ها به دنبال ارائۀ فهرستی از نام صاحبان کتب و در مواردی همراه با داوری‌های رجالی در بارۀ آنها است. فهرست شیخ طوسی و فهرست نجاشی از مهم‌ترین آثار کهن برجای مانده است که به سبب بسامد بسیار داوری‌های این دو در بارۀ مؤلفان و تألیفات آنها می‌توان آنها را «فهرست‌های رجالی» نامید. از همین روست که کتاب اخیر بیش از همه به رجال النجاشی شهرت یافته است.

[٧]. رجال النجاشی، ص١٥، ٤٩، ٢٤٤، ٣٠٤.