علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٩٣ - تبیین فرایند شکلگیری صبر با تکیه بر منابع اسلامی
از مجموع روایتها بر میآید که در تحلیل معنای عقل دو نکته را باید در نظر گرفت: نخست، این که عقل از جنس فهم و شناخت است؛ و دوم اینکه بازدارنده و مهارکننده است. شاید بتوان گفت که عقل «نیروی بازداری _ شناختی» است.[١]
البته این توضیح را نیز باید افزود که عقل ماهیتی مرکب از دو مفهوم (شناخت و بازدارندگی) که در کنار یکدیگر و به صورت انضمامی قرار داشته باشند نیست، بلکه به گونهای به هم آمیختهاند که از یکدیگر قابل تفکیک نبوده و ماهیتی واحد یافتهاند. در این صورت، نه شناخت از بازدارندگی جداست و نه بازدارندگی از شناخت و این دو در عین دوگانگی، وحدت یافته و ماهیت جدید پیدا کردهاند.[٢]
نکته دیگری که باید افزود، رابطه تقوا و عقل است. به نظر میرسد تقوا به بعد بازداری عقل اشاره دارد و علمی که در معارف دین از آن به عنوان نور یاد میشود و در رفتار انسان اثرگذار است، همان بعد شناختی عقل است. پس میتوان گفت عقل آمیزهای از تقوا و علم است و تقوا و علم، عقل تجزیه شدهاند.[٣]
نکته سومی که میتواند تکمیل کننده مطالب فوق باشد، رابطه حزم و تقوا است. همانطور که قبلا روشن شد حزم نوعی خویشتنداری است. این خویشتنداری به سبب توجه و تمرکز در عاقبت امور ایجاد میشود. در واقع میتوان گفت حزم یکی از عوامل بازداری است و میتواند تحت تقوا و در نتیجه عقل قرار گیرد. برخی از روایات را نیز میتوان به عنوان شاهد ذکر کرد. در قسمتی از خطبه منقول از علی٧ میخوانیم:
لَا یَكُونُ الْمُسْلِمُ مُسْلِماً حَتی یَكُونَ وَرِعاً، وَ لَنْ یَكُونَ وَرِعاً حَتی یَكُونَ زَاهِداً، وَ لَنْ یَكُونَ زَاهِداً حَتی یَكُونَ حَازِماً، وَ لَنْ یَكُونَ حَازِماً حَتی یَكُونَ عَاقِلًا.[٤]
این روایت دلیل خوبی برای اثبات این مطلب است که عقل میتواند باعث حزم در کارها شود. در این روایت، زاهد بودن مسلمان، منوط به داشتن حزم و حازم بودن او منوط به عاقل بودنش شده است. این روایت علاوه بر مطلب فوق، میتواند شاهد این مسأله نیز باشد که مرتبه زهد بعد از حزم قرار دارد.
[١]. اخلاق پژوهی حدیثی، ص٥٩.
[٢]. همان، ص٧٧.
[٣]. همان، ص١٩٧.
[٤]. تحف العقول، ص١٠٠.