علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٨ - پژوهشی در روایات «ألفِ باب»
است؛ مانند این روایت:
قال علی٧: حدثنی بالف حدیث یفتح کل حدیث الف حدیث حتی عرقت و عرق رسول الله٦، فسأل علیّ عرقه و سأل علیه عرقی؛[١]
رسول خدا٦ به من هزار حدیث فرمود که هر یک، هزار سخن را باز و روشن مینماید، تا آن که من و رسول خدا٦ عرق کردیم و عرق ایشان بر من و عرق من بر ایشان جاری شد.
دیگر آن که بعد از پایان پذیرفتن این انتقال و فراگیری دانش، افرادی از محتوای این گفت و شنود سؤال نمودند، حضرت امیر٧ فرمودند: «حدثنی بالف باب من العلم، یفتح کل باب الی الف باب».[٢] این در حالی است که گفت و گوی عادی و خارج از محدوده عصمت در باره چنین امر عظیمی با این ویژگیها بدون شک به ساعتها بلکه سالها زمان نیاز دارد، و اخذ و دریافت تمام آنها نیز امر ساده و عادی نیست.
و نیز در روایات بیان گردیده که کسی به چنین علم گستردهای آگاه و عالم نیست[٣] و این که حضرت امیر٧ میفرماید اجازه اطلاع دادن و بیان آن را به دیگران ندارد و نام آن علم را، سرّ رسول الله٦ مینهند: «فلم اکن لأطلعکما علی سر رسول الله٦».[٤]
بر این ویژگی در دورههای بعد، ائمه؟عهم؟ استناد و استدلال کردهاند. واقدی می گوید که هشام بن عبدالملک بن مروان در مراسم حج از امام باقر٧ در حالی که درصدد انکار فضائل ائمه: بود، میپرسد: آیا ما و شما همگی فرزندان عبد مناف نیستیم و یک نَسَب واحد نداریم؟ حضرت با تأیید این مطلب میفرماید: اما خداوند بزرگ، مکنون سرّش و خالص علمش را تنها به ما اختصاص داده است. هشام میگوید: چگونه شما وارث آن امری شدید که دیگران از آن محروم شدند؛ در حالی که پیامبر برای تمامی مردم مبعوث شده بود و چگونه شما از این علم بهرهمند شدید؛ در حالی که محمد خاتم پیامبران بوده و شما که نبی و پیامبر نیستید؟ حضرت در تبیین این موضوع، آیات قرآن را شاهد بر وجود اینگونه علم دانسته و میفرماید: از آیۀ «لاَ تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ؛[٥] زبانت را زود به حرکت در نیاور تا
[١]. الخصال، ج٢، ص٦٤٣، ح٢١؛ بصائر الدرجات، ص٣١٣، ح١ و ٢.
[٢]. الکافی، ج٨، ص١٤٦؛ بصائر الدرجات، ص٣١٣، ح١، ٢ و ح٣؛ بصائر الدرجات، ص٣٠٤، ح٨؛الخصال، ج٢، ص٦٤٣، ح٢١؛ الخصال، ج٢، ص٦٤٧؛ ر.ک: المناقب، ج١، ص٢٣٧؛ روضة الواعظین، ج١، ص٧٥.
[٣]. الخصال، ج٢، ص٦٤٨، ح٣٧.
[٤]. بصائر الدرجات، ص٣٠٨، ح٦.
[٥]. سوره قیامت، آیه١٦.