علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٧٧ - تبیین فرایند شکلگیری صبر با تکیه بر منابع اسلامی
است. کسی که نفس خود را در حالتی خاص حبس میکند، در حقیقت سعی میکند در برابر عواملی که باعث خروج آن میشوند، مقاومت کند و چه بسا به همین اعتبار مفهوم پایداری یا مقاومت در تعریف صبر اخذ شده است. در مجموع، با توجه به تعریفهای متعددی که ذکر شد، به نظر میرسد ماهیت مشترک صبر در همه این تعریفها عبارت است از «نگهداری و حبس نفس در حالتی خاص». اما در مورد متعلق حبس و تبیین این حالت خاص، امور متعددی ذکر شده است. ظاهراً راغب این حالت خاص را مقتضای عقل و شرع دانسته است؛ برخی متعلق صبر را امور ناخوشایند بیان کردهاند که منظور همان دشواریهایی است که فرد در راه تقوای نفس به آن دچار میشود؛ عدهای هم متعلق صبر را حالتی در مقابل هوی و هوس معرفی نمودهاند. به نظر میرسد که اگر متعلق صبر حفظ در حالت مقتضای عقل و شرع یا حالتی در مقابل هوی و هوس دانسته شود، احتمال دارد با معنای تقوا یا خودمهارگری خلط شود. از این رو، مناسبتر این است همانند برخی از مؤلفان، همچون محقق طوسی، فیض کاشانی و پسندیده، قید «دشواری» یا «امور ناخوشایند» در تعریف صبر اخذ شود.
به نظر میرسد تعریفی که میتواند مناسبتر باشد، عبارت است از: «حفظ طمأنینه در برابر دشواریها و مهار مستمر نفس از بیتاب شدن». این تعریف، علاوه بر این که متضمن معنای لغوی صبر (حبس و ثبات) است، با بیشتر تعریفهای اصطلاحی _ که ذکر شد _ نیز سازگار است. در ضمن، متضاد بودن صبر با جزع نیز به خوبی لحاظ شده است. توضیح، این که چون جزع به معنای قطع عرضی چیزی ممتد یا قطع حالت طمأنینه و مستمر[١] و مستلزم ناآرامی و تغیر است،[٢] در تعریف صبر هم متضاد آن است، بهتر است قید طمأنینه و نیز مستمر بودن آن حالت مهار را نیز لحاظ نمود.
[١]. مصطفوی جزع را این چنین تعریف می کند: «هو قطع امتداد السکون و حالة الطمأنینة و الصبر، حتی یظهر منه ما یخالف السکون و ینقطع حاله الممتدّ تقدیرا» (التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج٢، ص٨١).
[٢]. در روایتی منسوب به امام صادق٧ آمده است: «تَفْسِیرُ الصَّبْرِ مَاءٌ یُسْتَمَرُّ مَذَاقُهُ وَ مَا کَانَ عَنِ اضْطِرَابٍ لَا یُسَمی صَبْراً وَ تَفْسِیرُ الْجَزَعِ اضْطِرَابُ الْقَلْبِ وَ تَحَزُّنُ الشَّخْصِ وَ تَغَیُّرُ السُّکُونِ وَ تَغَیُّرُ الْحَالِ وَ کُلُّ نَازِلَةٍ خَلَتْ أَوَائِلُهَا مِنَ الْإِخْبَاتِ وَ الْإِنَابَةِ وَ التَّضَرُّعِ إِلی اللَّهِ تَعَالی فَصَاحِبُهَا جَزُوعٌ غَیْرُ صَابِر»؛ صبر در حقیقت مانند آب تلخی است که کام انسان را تلخ میکند و صابر همواره در سختی زندگی میکند و زندگی پیوسته برای او تلخ است، اما اگر آدمی در اضطراب به سر برد آن را صبر نمیگویند، اما جزع و بیتابی در واقع اضطراب دل و عدم آرامش و سکون است. شخص همواره در غم و اندوه بسر میبرد و جزع و بیتابی میکند، آرامش ندارد، حالات او همواره در حال تغییر است، و هر حادثهای که در آن خضوع و بازگشت و تضرع به سوی خداوند نباشد و آدمی در آن حادثه به خداوند توجه نکند او را بیتاب و بیصبر میگویند (بحار الأنوار، ج٦٨، ص٩١).