١ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص

علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ٤ - سرمقاله

نامیده می‌شود.

جلال الدین سیوطی (م٩١١ق) نگاشته‌ای با نام اسباب ورود الحدیث یا اللمع فی اسباب ورود الحدیث دارد که مشهوترین نوشته در این حوزه است. ابن حمزه حسینی حنفی (م١١٢٠ق) نیز کتابی با عنوان البیان و التعریف فی اسباب ورود الحدیث نگاشته است. علوه بر نوشته‌های یاد شده، عالمان اهل سنت نگاشته‌های دیگری نیز در موضوع اسباب صدور حدیث داشته‌اند، ولی در نگاشته‌های عالمان شیعی تنها به مقالۀ «اسباب الحدیث النبوی فی التراث الامامی»[١] می‌توان اشاره کرد. البته بسیاری از شارحان حدیث در مقام تبیین مراد معصوم٧، به جمع‌آوری قراین صدور روایت پرداخته‌اند و آن را اسباب صدور نام‌ نهاده‌اند.

در این نوشته، عنوان کهن «اسباب ورود حدیث» را کنار نهاده و عنوان «فضای صدور حدیث» را برگزیده‌ایم؛ زیرا واژۀ «اسباب صدور حدیث»، به ظاهر، تنها به سؤال راوی و یا نیاز او توجه دارد. بدین سبب، در نگاشته‌هایی این چنین، تنها متن کامل روایت، همراه با سؤال راوی و خواستۀ او تبیین می‌شود؛ در حالی که مراد از فضای صدور حدیث بسی گسترده‌تر و فراگیرتر است.

در این مقاله به بررسی «فضای صدور حدیث» و نیاز مبرم بدان در فهم مراد حدیث می‌پردازیم یا تا جایگاه این عنوان در مجموعه دانش فقه الحدیث و ساز و کار دستیابی بدان را در پیش دید مخاطبان قرار دهیم.

احادیث پیامبر و اهل بیت: در پاسخ به نیاز یا پرسشی خصوصی یا عمومی صادر شده و در فضایی در بر دارندۀ قرینه‌های گوناگون حالی و مقالی، زمینۀ وجود یافته‌اند. گاه محیط سخن، در سیطرۀ اعتقاد یا باور خاص و تحت نفوذ فرهنگ عمومی یا حاکم بوده است که معنایی ویژه از کلام پیامبر٦ و اهل بیت: به ذهن مخاطب، منتقل می‌کرده است. روشن است که در این وضعیت، مخاطبان سخن معصوم٧ از اطلاق یا عموم واژگان موجود در آن سخن یا روایت، معنایی متناسب با فضای فرهنگی موجود می‌فهمیده‌اند؛ گاه از فعل امر، برداشت جواز کرده و یا فعل نهی را امری اخلاقی و نه فقهی می‌دانستند؛ گاه روایتی را که به ظاهر در بر دارندۀ قضیه‌ای حقیقی است، بر یک مصداق خارجی حمل کرده و گاه از یک قضیۀ خارجی، عموم یا اطلاق حکم را برداشت می‌کردند؛ همچنان که گاه واژۀ مجمل یا مشترک موجود در روایت، در لایه‌های فرهنگ عمومی زمان خود، معنایی ویژه می‌یافته و برای مخاطبان موجود در آن فضا (مکان و زمان)، روشن و آشکار بوده است؛ در


[١]. دو فصل‌نامۀ علوم الحدیث، شمارۀ ٢، ص٥٨ - ١٠٦ و شمارۀ ٤، ص٤٥ - ١٠٣.