علوم حدیث - علوم حدیث - الصفحة ١٦٢ - پژوهشی در روایات «ألفِ باب»
عطار[١] اعتماد تام بر این روایت را دشوار میسازد. روایت پنجم و ششم باب نیز مبتلا به ضعف عمرو بن شمر[٢] و رفع است. نهمین روایت این باب نیز به معارف «الف باب» اشاره میکند. در سند این روایت _ که به قرار «علی بن محمد، عن سهل بن زیاد، عن محمد بن ولید شباب صیرفی، عن یونس بن رباط»[٣] است _ بجز محمد بن ولید _ که با وجود تلاش اردبیلی برای انصراف نام او به محمد بن ولید خزاز ثقه، ضعیف خوانده شده است _ بقیه رجال آن از ثقات به شمار میروند.[٤]
صفار قمی نیز در کتاب البصائر یک روایت در «باب فی الأئمة؟عهم؟ أنهم أعطوا الجفر و الجامعة و مصحف فاطمة٣» با این سنده آورده است: «احمد بن محمد، عن حسین بن سعید جمال، عن احمد بن عمر، عن ابی بصیر».[٥] بر اساس تقسیمبندی صورت گرفته، جایگاه این روایت در دسته دوم است. این روایت با روایتی که مرحوم کلینی در بابی با همین عنوان مطرح نموده، از جهت محتوا یکسان و از لحاظ سند نیز صحیح است.[٦]
مرحوم صفار در «باب فی ذکر الأبواب التی علم رسول الله٦ أمیر المؤمنین٧ »، در مجموع، هفده روایت نقل نموده است. از مجموع این روایات، نُه روایت به دسته دوم (ابواب علوم انتقال یافته از پیامبر٦ به امیرالمؤمنین٧ هزار باب، حدیث یا کلمه بوده است) اشاره دارد،[٧] و تنها چهار روایت به دسته اول اشاره کرده است.[٨] سه روایت نیز تنها به ذیل روایت _ که بر گسترش تا هزار باب دلالت دارد _ پرداخته است.[٩] همسانی روایات مربوط به دسته دوم، از نظر سند و متن، به همراه فراوانی آنها ما را از ارزیابی مجدد اسناد آن بینیاز میکند. در مورد چهار روایت مرتبط با دسته اول باید گفت: با وجود آن که در روایت دوم، بشیر مجهول است و روایت پنجم مشتمل بر دو فطحی است که البته هر دو توثیق شدهاند، و سخن در مورد بشیر دهان در روایت سیزده گذشت؛ اما صحت روایت چهاردهم و پذیرش و اعتماد بر مفاد روایات پیشین، اطمینان به مجموعه روایات این دسته را نیز آسان میسازد.[١٠]
[١]. معجم رجال الحدیث، ج٢١، ص٩٨، شماره ١٣٦٢١؛ منتهی المقال، ج٧، ص٤٨، شماره ٣٢٥١.
[٢]. رجال النجاشی، ص٢٨٧، شماره ٧٦٥.
[٣]. الکافی، ج١، ص٢٩٧.
[٤]. رجال النجاشی،ص٢٦٠، شماره ٦٨٢ و ص٤٤٨، شماره ١٢١١؛ رجال الطوسی، ص ٣٨٧، شماره ٥٦٩٩.
[٥]. بصائر الدرجات، ص١٥١.
[٦]. تنها الحسین بن سعید افزوده شده که مراد اهوازی است و وثاقتش در حد اعلا ثابت است.
[٧]. شماره این روایات به این قرار است: ١، ٣، ٤، ٦، ٧، ٨، ٩، ١٠، ١٥.
[٨]. شماره روایات این گروه عبارت است از: ٢، ٥، ١٣، ١٤.
[٩]. روایات ١٢، ١٦، ١٧.
[١٠]. همچنین شیخ صدوق در الخصال در ذیل «باب علم رسول الله٦ علیاً الف باب یفتح کل باب الف باب»، سی و سه روایت در این زمینه آورده است. از مجموع این روایات، تواتر معنوی این موضوع قابل اثبات است. برای ملاحظه بازتاب این مسأله در مجامع روائی اهل سنت نگاه کنید به: احقاق الحق، ج٤، ص٣٤٢؛ ج٦، ص٤٠؛ ج١٧، ص٤٦٥؛ ج٢٠، ص٢٤٣؛ ج٢٣، ص٤٥٢؛ ج٣٢، ص٥٠؛ غایه المرام، ج٥، ص٢١٦- ٢٢٤.