ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٥ - اختلاف آن با ساير طرز حكومتها
دولت اسلامى حكومت تام دارد. همه افراد از رسول اكرم (ص) گرفته تا خلفاى آن حضرت و ساير افراد، تا ابد تابع قانون هستند: همان قانونى كه از طرف خداى تبارك و تعالى نازل شده و در لسان قرآن و نبى اكرم (ص) بيان شده است. اگر رسول اكرم (ص) خلافت را عهدهدار شد، به امر خدا بود. خداى تبارك و تعالى آن حضرت را خليفه قرار داده است: «خليفة اللَّه في الأرض». نه اين كه به رأى خود حكومتى تشكيل دهد و بخواهد رئيس مسلمين شود. هم چنين بعد از اين كه احتمال مىرفت اختلافاتى در امت پديد آيد چون تازه به اسلام ايمان آورده و جديد العهد بودند خداى تعالى از راه وحى رسول اكرم (ص) را الزام كرد كه فوراً همان جا، وسط بيابان، امر خلافت را ابلاغ كند. [١] پس رسول اكرم (ص) به حكم قانون و به تبعيت از قانونْ حضرت امير المؤمنين (ع) را به خلافت تعيين كرد؛ نه به اين خاطر كه دامادش بود، يا خدماتى كرده بود؛ بلكه چون مأمور و تابع حكم خدا و مجرى فرمان خدا بود.
بارى، حكومت در اسلام به مفهوم تبعيت از قانون است و فقط قانون بر جامعه حكمفرمايى دارد. آنجا هم كه اختيارات محدودى به رسول اكرم (ص) و ولات داده شده، از طرف خداوند است. حضرت رسول اكرم (ص) هر وقت مطلبى را بيان يا حكمى را ابلاغ كردهاند، به پيروى از قانون الهى بوده است: قانونى كه همه بدون استثنا بايستى از آن پيروى و تبعيت كنند. حكم الهى براى رئيس و مرئوس متبع است. يگانه حكم و قانونى كه براى مردم متبع و لازم الاجراست، همان حكم و قانون خداست. تبعيت از رسول اكرم (ص) هم به حكم خدا است كه مىفرمايد «و اطيعُوا الرَّسول» (از پيامبر پيروى كنيد.) پيروى از متصديان حكومت يا «اولو الامر» نيز به حكم الهى است، آنجا كه مىفرمايد «أطيعُوا اللَّهَ و أطيعُوا الرَّسولَ وَ أُوِلي الْأمْرِ مِنْكُمْ». [٢] رأى اشخاص، حتى رأى رسول اكرم (ص)، در حكومت و قانون الهى هيچ گونه دخالتى ندارد: همه تابع اراده الهى هستند.
[١] اشاره است به واقعه غدير خم كه با نزول آيه «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ و إنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ ...»، اى پيامبر آن چه را بر تو از پروردگارت فرو فرستاده شده برسان، اگر اين كار را انجام ندهى رسالتت را نرساندهاى. (مائده/ ٦٧) الغدير، ج ١، ص ٢١٤- ٢٢٩.
[٢] نساء/ ٥٩.