ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٠ - ساير مؤيدات
عِصابَةٌ بِالْعِلْمِ مَشْهُورَةٌ وَ بِالْخَيْرِ مَذْكُورَةٌ وَ بِالْنَصيحَةِ مَعْرُوفَةٌ وَ بِاللَّهِ في أَنْفُسِ النّاسِ مَهابَةٌ، يَهابُكُمُ الشَّريفُ وَ يُكْرِمُكُم الضَّعيفُ و يُؤَثِّرُكُمْ مَنْ لا فَضْلَ لَكُمْ عَلَيْهِ وَ لا يَدَ لَكُم عِنْدَهُ، تَشْفَعُونَ في الْحَوائِجِ إِذا امْتَنَعَتْ مِنْ طُلّابِها وَ تَمْشُونَ في الطَّرِيقِ بهيبة الْمُلُوكِ وَ كَرامَةِ الْأَكابِرِ، أَ لَيْسَ كُلُّ ذلِكَ إِنَّما نِلْتُمُوهُ بِما يُرْجى عِنْدَكُمْ مِنَ القِيامِ بِحَقِّ اللَّهِ.
شما در جامعه هيبت و شوكت داريد. ملت اسلام به شما احترام مىگذارند و براى شما كرامت قائلند. اين مهابت و عزتى كه در جامعه داريد براى اينست كه از شما انتظار مىرود كه در برابر ظلمه بحق قيام كنيد حق ستم ديدگان را از ظالم بگيريد. به شما اميدوارند كه قيام نماييد و از تعدى ظلمه جلوگيرى كنيد.
و ان كنتم عن اكثر حقه تقصرون، فاستخففتم بحق الامة، فأما حق الضعفاء فضيعتم و اما حقكم بزعمكم فطلبتم فلا مالًا بذلتموه و لا نفساً خاطرتم بها للذي خلقها و لا عشيرة عاديتموه فى ذات اللَّه. أنتم تتمنون على اللَّه جنته و مجاوره رسله و أمانا من عذابه. لقد خشيت عليكم أيها المتمنون على اللَّه أن تحل بكم نقمة من نقماته لأنكم بلغتم من كِرامَة اللَّه منزلة فضلتم بها و من يعرف باللَّه لا تكرمون، و أنتم باللَّه فى عباده تكرمون. شما مقام و منزلت پيدا كرديد ليكن وقتى كه به مقام رسيديد حق آن را اداء نكرديد.
و قد ترون عهود اللَّه منقوضة فلا تفزعون و أنتم لبعض فى ذمم آبائكم تفزعون، و ذمة رسول اللَّه محقورة (محفوره).
اگر براى پدران شما پيش آمدى كند، يا خداى نخواسته كسى نسبت به پدر شما بى احترامى كند ناراحت مىشويد، داد مىزنيد در حالى كه جلو چشمان شما عهدهاى الهى را مىشكنند اسلام را هتك مىكنند صدايتان در نمىآيد، حتى قلبا ناراحت نمىشويد، اصولا اگر ناراحتى در كار بود صدايى بلند مىشد.
و العمى و البكم و الزمن فى المدائن مهمله لا ترحمون. كوران، لالها، و زمين گيران ناتوان از بين مىروند و كسى به فكر آنها نيست، كسى در فكر ملت بىچاره پا برهنه نيست.
خيال مىكنيد اين هياهويى را كه در راديو راه مىاندازند راست است؟! شما خودتان برويد از نزديك ببينيد كه مردم با چه وضعى زندگى مىكنند! در هر صد تا، دويست تا. ده. يك درمانگاه وجود ندارد. براى بىچاره ها و گرسنه ها فكرى نشده است. مهلت هم نمىدهند كه اسلام آن فكرى را كه براى فقراء كرده عملى كند. اسلام مشكله فقر را حل كرده و در رأس