ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٢ - ما در باره اين روايت روى دو فرض صحبت مىكنيم
است؛ [١] لكن فرق ايشان با مفيد (ره) اين است كه مفيد (ره) و امثال ايشان از مجتهدينى هستند كه نظر خودشان را در روايات و اخبار به كار مىبردهاند؛ و صدوق (ره) از فقهايى است كه نظر خود را به كار نمىبرده، يا كمتر به كار مىبردهاند.
حديثْ آنهايى را شامل مىشود كه علوم اسلام را گسترش مىدهند، و احكام اسلام را بيان مىكنند، و مردم را براى اسلام تربيت و آماده مىسازند تا به ديگران تعليم بدهند. همان طور كه رسول اكرم (ص) و ائمه (ع) احكام اسلام را نشر و بسط مىدادند؛ حوزه درس داشتند؛ و چندين هزار نفر در مكتب آنان استفاده علمى مىكردند؛ و وظيفه داشتند به مردم ياد بدهند. معناى يعلّمونها الناس همين است كه علوم اسلام را بين مردم بسط و نشر بدهند و احكام اسلام را به مردم برسانند. اگر گفتيم كه اسلام براى همه مردم دنياست، اين امر جزء واضحات عقول است كه مسلمانان مخصوصاً علماى اسلام، موظفند اسلام و احكام آن را گسترش بدهند و به مردم دنيا معرفى نمايند.
در صورتى كه قايل شويم جمله يعلّمونها الناس در ذيل حديث نبوده است، بايد ديد فرموده پيغمبر اكرم (ص) اللَّهمّ ارحم خلفائى .. الّذين يأتون من بعدى يروون حديثى و سُنتي، چه معنايى دارد. در اين صورت، روايت باز راويان حديثى را كه «فقيه» نباشند شامل نمىشود. زيرا سنن الهى كه عبارت از تمام احكام است، از باب اين كه به پيغمبر اكرم (ص) وارد شده، سنن رسول اللَّه (ص) ناميده مىشود. پس، كسى كه مىخواهد سنن رسول اكرم (ص) را نشر دهد، بايد تمام احكام الهى را بداند، صحيح را از سقيم تشخيص دهد، اطلاق و تقييد [٢] عام و خاص، [٣] و جمعهاى
[١] الامالى أو المجالس «مجلس» ٩٣، ص ٥٠٩- ٥٢٠. بحار الأنوار: ج ١٠، ص ٣٩٣- ٤٠٥ «كتاب الاحتجاج»، باب ٢٥.
[٢] مطلق» در اصطلاح علم اصول لفظى است كه نسبت به افراد معناى خود شايع و فراگير بوده و بر هر كدام از آنها قابليت انطباق داشته باشد: مانند كلمه «مرد» كه بر هر مذكر قابل اطلاق است. و «مقيد» لفظى را گويند كه مطلق نباشد؛ مانند «مرد دانشمند».
[٣] عام در اصطلاح علم اصول لفظى را گويند كه همه افراد معناى خود را در برگيرد. هر لفظ توسط ادات عموم يا موقعيت خاص در كلام مفيد اين معنا خواهد بود؛ مانند هر دانشمندى را احترام كن. و خاص لفظى است كه فقط بر بعضى از افراد معناى خود دلالت كند؛ چنانكه با اداتى همراه شود كه آن را تخصيص دهند مانند: هر دانشمندى را جز آن كه ناپرهيزكار است احترام كن.