ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٧ - خصال لازم براى تحقق اين هدفها
و بايد كه جفاكار و خشن نباشد، تا به علت جفاى او مردم با او قطع رابطه و مراوده كنند. و نيز بايد كه از دولتها نترسد تا با يكى دوستى و با ديگرى دشمنى كند.
وَ لَا الْمُرْتَشى فِى الْحُكْمِ فَيَذْهَبَ بِالْحقُوقِ وَ يَقِفَ بها دُونَ الْمَقاطِعِ وَ لَا الْمُعَطِّلُ لِلسُّنَةِ فَيُهْلِكَ الْامَّةَ. [١] و بايد كه در كار قضاوتْ رشوه خوار نباشد تا حقوق افراد را پايمال كند و نگذارد حق به حقدار برسد. و نبايد كه سنت و قانون را تعطيل كند تا امت به گمراهى و نابودى نرود.
درست توجه كنيد كه مطالب اين روايت حول دو موضوع دور مىزند: يكى «علم»، و ديگرى «عدالت». و اين دو را خصلت ضرورى «والى» قرار داده است. در عبارت و لا الجاهل فيضلّهم بجهله روى خصلتِ علم تكيه مىكند. و در ساير عبارات روى «عدالت» به معناى واقعى تأكيد مىنمايد. عدالت به معناى واقعى اين است كه در ارتباط با دول و معاشرت با مردم و معاملات با مردم و دادرسى و قضا و تقسيم درآمد عمومى، مانند حضرت امير المؤمنين (ع) رفتار كند؛ و طبق برنامهاى كه براى مالك اشتر [٢] و در حقيقت براى همه واليان و حكام تعيين فرموده است؛ [٣] چون بخشنامهاى است عمومى كه فقها هم اگر والى شدند بايستى دستور العمل خويش بدانند.
[١] نهج البلاغه، «خطبه» ١٣١.
[٢] مالك بن حارث نخعى معروف به اشتر (٣٧ ه. ق) از فرماندهان سپاه اسلام و در شجاعت زبانزد بود. در جنگهاى جمل و صفين در كنار حضرت امير (ع) شمشير زد امام ولايت مصر را بدو سپرد و در راه رسيدن به آن سامان با دسيسه معاويه مسموم و شهيد گشت. فرمان امام خطاب به مالك موسوم به عهدنامه مالك اشتر كه در نهج البلاغه (نامه ٥٣) مذكور گرديده شهرت بسيار دارد.
[٣] نهج البلاغه، «نامه» ٥٣.