ولايت فقيه( حكومت اسلامى- ويرايش جديد) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٢ - مقدمه
استعمارگران از ٣٠٠ ٤٠٠ سال پيش زمينه تهيه كردند. از صفر شروع كردند تا به اينجا رسيدند. ما هم از صفر شروع مىكنيم. از جنجال چند نفر غربزده و سر سپرده نوكرهاى استعمار هراس به خود راه ندهيد. اسلام را به مردم معرفى كنيد تا نسل جوان تصور نكند كه آخوندها در گوشه نجف يا قم دارند احكام حيض و نفاس مىخوانند و كارى به سياست ندارند؛ و بايد ديانت از سياست جدا باشد. اين را كه ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماى اسلام در امور اجتماعى و سياسى دخالت نكنند، استعمارگران گفته و شايع كردهاند. اين را بىدينها مىگويند. مگر زمان پيغمبر اكرم (ص) سياست از ديانت جدا بود؟ مگر در آن دوره عدهاى روحانى بودند، و عده ديگر سياستمدار و زمام دار؟ مگر زمان خلفاى حق، يا ناحق، زمان خلافت حضرت امير (ع) سياست از ديانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسى آنها درست كردهاند تا دين را از تصرف امور دنيا و از تنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند، و ضمناً علماى اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادى و استقلال جدا كنند. در اين صورت مىتوانند بر مردم مسلط شده، و ثروتهاى ما را غارت كنند. منظور آنها همين است.
اگر ما مسلمانان كارى جز نماز خواندن و دعا و ذكر گفتن نداشته باشيم، استعمارگران و دولتهاى جائر متحد آنها هيچ كارى به ما ندارند. شما برو هر قدر مىخواهى اذان بگو، نماز بخوان؛ بيايند هر چه داريم ببرند، حوالهشان با خدا! لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ الّا بِاللَّهِ! وقتى كه مُرديم، ان شاء اللَّه به ما اجر مىدهند! اگر منطق ما اين باشد، آنها كارى به ما ندارند. آن مردك (نظامى انگليس در زمان اشغال عراق) پرسيد اين كه در بالاى مأذنه دارد اذان مىگويد به سياست انگلستان ضرر دارد؟ گفتند: نه. گفت: بگذار هر چه مىخواهد بگويد! اگر شما به سياست استعمارگران كارى نداشته باشيد و اسلام را همين احكامى كه هميشه فقط از آن بحث مىكنيد بدانيد و هر گز از آن تخطى نكنيد، به شما كارى ندارند. شما هر چه مىخواهيد نماز بخوانيد. آنها نفت شما را مىخواهند، به نماز شما چه كار دارند. آنها معادن ما را مىخواهند؛ مىخواهند كشور ما بازار فروش كالاهاى آنها باشد. و به همين جهت حكومتهاى دست نشانده آنها از صنعتى شدن ما جلوگيرى مىكنند؛ يا صنايع وابسته و مونتاژ تأسيس مىكنند. آنها مىخواهند ما آدم نباشيم! از آدم مىترسند. اگر يك آدم پيدا شد از او مىترسند. براى اين كه توليد مثل مىكند و تأثيراتى مىگذارد كه اساس