موسوعة الإمام الخميني 31 (مناسك الحج( بالعربية)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٧ - حكم محصور و مصدود
مسأله ١١- كسى كه مصدود است اگر اميد برطرف شدن مانع را داشته باشد بلكه گمان آن را هم داشته باشد مىتواند به دستورى كه گفته شد از احرام خارج شود.
مسأله ١٢- كسى كه احرام عمره بست و به واسطه مرض نتوانست برود به مكه اگر بخواهد مُحل شود بايد هَدى كند، و به احتياط واجب هَدى يا پول آن را بفرستد به وسيله امينى به مكه و با او قرارداد كند كه در چه روز و چه ساعتى آن را در مكه ذبح كند و وقتى كه روز و ساعت موعود رسيد تقصير كند، پس از آن هرچه بر او حرام شده بود حلال مىشود مگر زن، و احتياط آن است كه در ذبح، قصد تحليل منوب عنه كند.
مسأله ١٣- كسى كه احرام حج بست و به واسطه مرض نتوانست برود براى عرفات و مشعر، بايد هَدى كند، و به احتياط واجب هَدى يا پول آن را بايد بفرستد به منى كه در آنجا ذبح كنند و مواعده كنند كه روز عيد ذبح شود و در آن وقت تقصير كند، پس هرچه بر او حرام شده بود حلال مىشود مگر زن.
مسأله ١٤- كسى كه حج واجب به عهده او است و به واسطه مرض، محصور شد زن بر او حلال نمىشود مگر آن كه خودش بيايد و اعمال حج را بهجا بياورد و طواف نساء بكند، ولى اگر عاجز شد از آمدن، بعيد نيست كفايت عمل نايب براى تحليل زن بر او. و اما كسى كه حج او استحبابى بوده بعيد نيست كفايت طواف نايب از او، ولكن احتياط آن است كه در صورت امكان خودش برود.
مسأله ١٥- اگر كسى كه با او قرار داده بود ذبح كند [ذبح] نكرده بود و شخص مُحرم در روز موعود مُحل شد و با زن هم نزديكى كرد معصيت نكرده و كفاره هم ندارد، لكن بايد باز هَدى يا پول را بفرستد و مواعده كند و بايد از زن اجتناب كند، و احتياط واجب آن است كه از وقتى كه معلوم شد عمل نشده اجتناب كند گرچه محتمل است كه وجوب اجتناب از وقتى باشد كه شخص را مىفرستد براى ذبح.
مسأله ١٦- تحقق محصور بودن مثل تحقق مصدود بودن است كه گذشت.