موسوعة الإمام الخميني 31 (مناسك الحج( بالعربية)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٥ - واجبات طواف
مسأله ٢٦- اگر در آخر دور يا اثناى آن شك كند ميان شش و هفت و هرچه پاى نقيصه در كار است، طواف او باطل است.
مسأله ٢٧- اگر در طواف مستحب شك كند در عدد دورها، بنابر اقل گذارد، و طوافش صحيح است.
مسأله ٢٨- شخص كثير الشك در عدد دورها اعتنا به شكش نكند و احتياط آن است كه كسى را وادار كند كه عدد را حفظ كند.
مسأله ٢٩- گمان در عدد دورها اعتبار ندارد و حكم شك را دارد.
مسأله ٣٠- اگر مشغول سعى بين صفا و مروه شد و يادش آمد كه طواف بهجا نياورده بايد رها كند و طواف كند و پس از آن سعى را اعاده كند.
مسأله ٣١- اگر در حال سعى يادش آمد كه طواف را ناقص بهجا آورده بايد برگردد و طواف را از همانجا كه ناقص كرده تكميل كند و برگردد تتمه سعى را بهجا آورد و طواف و سعيش صحيح است، لكن احتياط آن است كه اگر كمتر از چهار دور بهجا آورده طواف را تمام كند و اعاده نمايد، و همچنين اگر سعى را كمتر از چهار بار انجام داده تمام كند و اعاده كند.
مسأله ٣٢- اگر سهواً يا غفلتاً يا جهلًا طواف را بىوضو بهجا آورد طوافش باطل است، و همين طور اگر با حال جنابت يا حيض و نفاس بهجا آورد.
مسأله ٣٣- اگر كسى مريض يا طفلى را حمل كند و طواف دهد و خودش نيز قصد طواف كند طواف هر دو صحيح است.
مسأله ٣٤- در حال طواف تكلم كردن و خنده نمودن و شعر خواندن اشكال ندارد لكن كراهت دارد و مستحب است در حال طواف مشغول دعا و ذكر خدا و تلاوت قرآن باشد.
مسأله ٣٥- واجب نيست در حال طواف روى طواف كننده طرف جلو باشد بلكه