موسوعة الإمام الخميني 31 (مناسك الحج( بالعربية)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٣ - واجبات طواف
مسأله ١٣- در فرض سابق اگر از اول قصد داشته يا در اثناى طواف قصد زياده كرده باشد احتياط واجب آن است كه طواف اول را اعاده كند، و اگر بعد از تمام شدن، قصد بهجا آوردن طواف ديگر براى او حادث شد و به دنبال طواف اول، زياده را آورد اقوا صحت طواف اول است، و احوط اعاده است.
مسأله ١٤- اگر سهواً زياد كند بر هفت دور؛ پس اگر كمتر از يك دور است قطع كند آن را و طوافش صحيح است، و اگر يك دور يا زيادتر است احوط آن است كه هفت دور ديگر را تمام كند به قصد قربت بدون تعيين مستحب يا واجب و دو ركعت نماز قبل از سعى و دو ركعت بعد از سعى بخواند، و دو ركعت اول را براى فريضه قرار دهد بدون آن كه تعيين كند براى طواف اول يا طواف دوم است.
مسأله ١٥- جايز است قطع طواف نافله را بدون عذر و اقوا كراهت قطع طواف واجب است بدون عذر و به مجرد خواهش نفس، و احوط قطع نكردن آن است؛ به اين معنى كه قطع نكند به طورى كه ترك بقيه را كند تا موالات عرفيه بههم بخورد.
مسأله ١٦- اگر بدون عذر طواف را قطع كرد احوط آن است كه اگر چهار دور بهجا آورده باشد طواف را تمام كند و بعد اعاده كند، و اين در صورتى است كه منافى بهجا آورده باشد، حتى مثل زياد فاصله دادن كه موالات عرفيه بههم بخورد.
مسأله ١٧- اگر طواف را قطع كند و منافى بهجا نياورده باشد اگر برگردد و تمام كند طوافش صحيح است.
مسأله ١٨- اگر در بين طواف عذرى براى اتمام آن پيدا شد مثل مرض يا حيض يا حدث بىاختيار؛ پس اگر بعد از تمام شدن چهار دور بوده بعد از رفع عذر برگردد و از همانجا تمام كند و اگر قبل از آن بوده طواف را اعاده كند، و احتياط مستحب در فرض اول در غير حيض آن است كه اتمام كند و اعاده نمايد.
مسأله ١٩- اگر شخصى كه با عذر طواف را قطع كرده نتوانست بهجا آورد تا آن كه