موسوعة الإمام الخميني 31 (مناسك الحج( بالعربية)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩٥ - فصل سوم محرّمات احرام
مسأله ٢- جايز نيست به مثل خراشيدن بدن خون از آن بيرون آورد، و همين طور به مسواك نمودن خون از بن دندانها بيرون آورد.
مسأله ٣- جايز است در حال احتياج خون بگيرد به حجامت و غير آن، و همين طور خون دمل را بيرون آوردن در حال احتياج و جَرَب را خاريدن در صورتى كه موجب آزار است، اگرچه از آن خون درآيد.
مسأله ٤- خون از بدن درآوردن كفاره ندارد.
بيست و يكم- ناخن گرفتن.
و در آن چند مسأله است:
مسأله ١- جايز نيست بعض ناخن را هم بگيرد مگر آن كه موجب آزار شود، مثل آن كه بعض آن افتاده باشد و بعض ديگر موجب آزار او باشد.
مسأله ٢- جايز نيست ناخن پا را هم بگيرد چنانچه جايز نيست ناخن دست را بگيرد.
مسأله ٣- فرقى نيست بين آلات ناخنگيرى قيچى باشد يا چاقو يا ناخنگير، و احتياط واجب آن است كه ازاله ناخن نكند به هيچ وجه حتى به سوهان و دندان.
مسأله ٤- اگر انگشت زيادى داشته باشد جايز نيست ناخن آن را بگيرد احتياطاً، و همچنين اگر دست زيادى داشته باشد احتياط آن است كه ناخن آن را نگيرد اگرچه بعيد نيست جواز اگر معلوم شود آن انگشت يا آن دست زيادى است.
مسأله ٥- اگر يك ناخن از دست يا پا بگيرد يك مد طعام بايد كفاره بدهد، و براى هر ناخن دست تا به ده نرسيده بايد يك مد طعام بدهد، و همچنين در ناخنهاى پا.
مسأله ٦- اگر تمام ناخن دستها و پاها را در يك مجلس بگيرد يك گوسفند كفاره آن است.
مسأله ٧- اگر ناخن دستها را تماماً بگيرد در يك مجلس يا چند مجلس و در