موسوعة الإمام الخميني 31 (مناسك الحج( بالعربية)) - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٤ - واجبات طواف
وقت تنگ شد اگر ممكن است او را حمل كنند و طواف دهند، و اگر ممكن نيست، نايب براى او بگيرند.
مسأله ٢٠- اگر مشغول طواف است و وقت نماز واجب تنگ شود واجب است طواف را رها كند و نماز بخواند، پس اگر بعد از چهار دور رها كرد از همانجا طواف را تمام كند، والّا اعاده كند.
مسأله ٢١- جايز است بلكه مستحب است قطع كند طواف را براى رسيدن به نماز جماعت يا رسيدن به وقت فضيلت نماز واجب، و از هر جا قطع كرد از همانجا بعد از نماز اتمام كند، و احتياط آن است كه به دستور مسأله ٢٠ عمل كند، و سزاوار نيست اين احتياط ترك شود.
مسأله ٢٢- اگر بعد از تمام شدن طواف و انصراف از آن شك كند كه آيا طواف را زيادتر از هفت دور بهجا آورده يا نه يا شك كند كمتر بهجا آورده يا نه اعتنا نكند و طوافش صحيح است، لكن در صورت دوم خالى از اشكال نيست و احتياط ترك نشود.
مسأله ٢٣- اگر بعد از طواف شك كند كه صحيح بهجا آورده آن را يا نه، مثلًا احتمال بدهد كه از طرف راست طواف كرده يا مُحدث بوده يا از داخل حجر اسماعيل عليه السلام طواف كرده اعتنا نكند، و طوافش صحيح است اگرچه باز در محل طواف باشد و از آنجا منصرف نشده يا مشغول كارهاى ديگر نشده باشد، در صورتى كه هفت دور بودن معلوم باشد بىزياده و نقيصه.
مسأله ٢٤- اگر در آخر دور كه به حجرالأسود ختم شد شك كند كه هفت دور زده يا هشت دور يا زيادتر، اعتنا به شك نكند و طوافش صحيح است.
مسأله ٢٥- اگر قبل از رسيدن به حجرالأسود و تمام شدن دور شك كند كه آنچه را دور مىزند دور هفتم است يا هشتم طوافش باطل است.