صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨ - در سوگ شهادت ياران
خودشان مىدانند و جمعيتى كه در جبههها شهيد مىشوند و در وصيتهاشان آن طور قوى هستند و جمعيتهايى كه در طول اين چند سال اخير در خيابانها ريختند و مساجد را سنگر قرار دادند و جماعات را مجهز كردند و مردم را بسيج كردند و از هيچ تانك و مسلسلى نترسيدند، در صورتى كه آن وقت همه قدرتها؛ قدرتهاى شيطانى در صحنه بودند و موجود- امروز كه همه قدرتها از صحنه بيرون رفتند، لكن بعض پيوندهاى ناصالح ماندهاند و اينها زيرزمينى و مخفيانه كار مىكنند- اين ديگر خوفى ندارد.
خوف اصلش براى ملتى كه براى مقصد كار مىكنند، مجهزند كه تكليف شرعى را عمل كنند، وقتى كه اسلام امروز در دست ما امانت است، امانتى است كه از دست رسول اللَّه ما اخذ كرديم و لازم است كه او را حفظ كنيم و به اين امانت خيانت نكنيم، وقتى كه ما همچو امانتدارى هستيم، تكليف همه ماست كه ادا كنيم اين امانت را و سالم و قوى به نسلهاى ديگر تحويل بدهيم. ما براى چه نگرانى داشته باشيم؛ مايى كه به تكليف خودمان داريم عمل مىكنيم؟ نگرانى آن بايد داشته باشد كه بر خلاف مسير حق است.
آن بايد نگرانى داشته باشد كه چنانچه كشته بشود، به عقيده خودش اين است كه نابود شده است و به عقيده ما اين است كه به جهنم رفته است. ما چرا نگرانى داشته باشيم؟ ما كه اگر شهيد بشويم، قيد و بند دنيا را از روح برداشتهايم و به ملكوت اعلى و به جوار حق تعالى رسيدهايم، چرا نگران باشيم؟ مگر مردن هم نگرانى دارد؟ مگر شهادت هم نگرانى دارد؟ ما دوستانمان كه شهيد شدهاند، در جوار رحمت حق هستند؛ چرا براى اينها دلتنگ باشيم؟ دلتنگ باشيم كه از يك قيد و بندى خارج شدهاند و به يك فضاى وسيع و در تحت رحمت حق تعالى واقع شدهاند؟ البته ما ناراحت هستيم از اينكه از اينها استفاده مىكرديم براى اسلام و اينها بازوهايى بودند براى اسلام، لكن ملت ما ٣٥ ميليون است كه اين تفالهها، اينها يك چند صد هزار نفرى فرض كنيد- فرض كنيد- باشند.
٣٥ ميليون مصمماند، ٣٥ ميليون جمعيتى هستند كه مادرها بچههايشان كه شهيد مىشوند مىآيند اينجا به من مىگويند كه دعا كنيد، بعضى بچههاى ديگر هم دارم! پيرمرد مىآيد