صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٧ - نصيحت به كارشكنان و خلافكاران
حفظ كند، مؤيد كند، موفق باشيد همه.
نصيحت به كارشكنان و خلافكاران
و من سفارش مىكنم به همه اشخاصى كه در كنار رفتند و دارند كارهاى خلاف مىكنند، ما علاقه داريم كه شما بياييد خدمت كنيد به مملكت خودتان. ما ميل داريم كه همه خدمتگزار به اين كشور باشند، كشورى كه از اطراف به آن هجوم آوردهاند و دهانهاى ابرقدرتها باز است براى بلعيدن او. شمايى كه مىگوييد ما علاقه داريم به اين مملكت و علاقه داريم به اين كشور، خوب دست به دست هم بدهيد، با هم بسازيد اين كشور را. چرا با هم جنگ و دعوا مىكنيد؟ خوب، كشتن يك دسته مردمى كه دارند خدمت مىكنند به اين مملكت، خدمت مىكنند به اين كشور، اين طريقى است كه خدمت به خلق است؟ اين آقاى محترم كه حالا با زحمت تشريف آوردند و من خيلى خوشحال شدم از اينكه آقاى خامنهاى- سلمه اللَّه- آمدند و حاضرند، ايشان آخر چه كرده بود؟ خوب بگوييد آخر، يك كارى، يك كار خلافى، چه كرده بود ايشان كه مىخواستيد ايشان را بكُشيد و موفق نشديد بحمد اللَّه. ديگرانى كه شما كشتيد و از بين برديد، اينها چه كرده بودند، جز يك هو و جنجالى شما مىكرديد كه چه و چه و چه، انحصار طلب، و انحصار طلب. و مسأله اين طورها نبوده، ما هم ريشههايش را مىدانيم، لكن از خداى تبارك و تعالى مىخواهيم كه همه را خدا هدايت كند و همه برگردند به دامن اسلام و همه خدمتگزار باشند. و من ميل ندارم اينهايى كه از ايران رفتند، بيشتر از اين خودشان را مفتضح كنند. آنها هم نروند با آن انگلهايى كه رفتند و فرار كردند بروند با هم بنشينند و صحبت كنند، آنها هم بفهمند كه وظيفه اين است كه به اين كشور خدمت بكنند، وظيفه اين است كه اين مملكت را حفظ بكنند.
شايد بعد از ده- بيست سال ديگر شما برگشتيد به ايران، يك راهى داشته باشيد، همچو جدا نشويد از ملت و برويد سراغ كارتان، حالا برويد با بختيار و نمىدانم چه. گرچه بختيار گفته من نمىپذيرم، اما لازم نيست شما برويد.
شما همهتان خدمتگزار باشيد و برگرديد به اين مملكت، مملكت شما را قبول مىكند.