صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١٤ - قرآن غنى ترين كتاب عالم، در باب تعليم و تربيت
تحصيل خودشان را تمام كردند لكن در حوزهها فعاليت تدريسى و فعاليتهاى تبليغى و اينها ندارند، اينها بايد بروند در بلاد ديگر كه محتاج هستند و در آنجا اداى وظيفه كنند.
بايد اشخاص، همان طلاب جوان كه مشغول به تحصيل هم هستند علاوه بر اينكه ايام تعطيل را بايد بروند و تبليغ كنند سرتاسر كشور- و آن وقتها هم، تا اندازهاى مىروند- در غير ايام تعطيل هم به حسب نوبت، قرارداد؛ نگذارند همه جاى ايران، يعنى بسيارى از جاهاى ايران بىروحانى بماند، بسيارى از جاهاى ايران بىمبلغ بماند. اينها تكليف دارند، تكليف شرعى- الهى دارند كه تبليغ كنند و احكام اسلام را به مردم بفهمانند.
تحصيل وسيله است از براى تربيت. آيه نَفْرْ مىفرمايد كه: «چرا نمىرويد تحصيل كنيد تا برگرديد مردم را انذار كنيد» [١]. تحصيل براى اين است كه مردم انذار بشوند، به مردم مسائل گفته بشود. البته حوزهها بايد باشد، حوزههاى فقه بايد باشد لكن اين مسأله را هم بايد منسى نشود. ممكن است كه در سال يك عده قابل، اينكه هم درس بخوانند و هم تبليغ بكنند و هم مردم را آگاه كنند؛ در غير ايام تعطيل هم به حسب نوبت قرار بدهند كه- يعنى، مدرسين آنجا، مراجع قرار بدهند- به حسب نوبت، يك عدهاى چند ماه آنجا، دو سه ماه اينجا، دو سه ماه هم جاى ديگر. ما مىخواهيم تكليف الهى را ادا كنيم.
همان طور كه تحصيل يك تكليفى است، تبليغ بالاتر است از او، تحصيل مقدمه تبليغ است، مقدمه انذار مردم است.
قرآن غنى ترين كتاب عالم، در باب تعليم و تربيت
دانشگاهها هم همين طور است. ما يك وقت چشم باز كرديم، ايران چشم باز كرد، دانشگاه چشم باز كرد ديد از آن اختناق بيرون آمده است. آن وقت يك دستهاى بودند كه هر مطلب فاسدى را داشتند در دانشگاه به مغز جوانهاى پاك ما وارد مىكردند و كسى هم حق نداشت يك كلمه بگويد، لكن حالايى كه اين اختناق فكرى و اختناق عملى از بين رفته است عذرى از براى دانشگاهيها، روشنفكرها و اشخاصى كه مىتوانند اين
[١] سوره توبه، آيه ١٢٢.