صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٦٦ - مجاهدات روحانيون در مبارزه با استعمار
جريانى است كه چنانچه- خداى نخواسته- اين جريان به توفيق خودش، كه به خيال خودش اين است كه روحانيت را از مردم بگيرد، اگر اين امر به توفيق خودشان برسد، شما مطمئن باشيد كه شكست خواهيم خورد؛ براى اينكه، روحانيون در همه بلاد، حافظ اسلامند و حافظ مقاصد اسلامى هستند و از اول هم بودهاند.
مجاهدات روحانيون در مبارزه با استعمار
اگر روحانيون نبودند، ما الآن از اسلام اطلاعى نداشتيم. اين مجاهدت روحانيون است كه از خود شما هستند؛ مجاهدت آنهاست كه براى ما اسلام را تا كنون نگه داشته است. و در هر مسأله و گرفتارى كه براى اسلام پيش مىآمده، باز پيشقدم همينها بودند و همينها بودند كه قيام مىكردند؛ حالا يا موفق مىشدند يا سركوب مىشدند. در همين مدتى كه من اطلاع دارم و من شاهد بودم، قيامهاى مختلفى بر ضد رضا خان و محمد رضا شد. و اين قيامها همه، مبدأش روحانيون بودند؛ از آنجا شروع مىشد، لكن چون ملت باز درست مجتمع با هم نشده بودند، موفق نمىشدند يا كم موفق مىشدند. اگر شما- اگر ملت ما- اين طايفه را حفظ نكنيد، بدانيد كه سرنوشت شما سرنوشت زمان مشروطه خواهد شد كه روحانيون اين كار را درست كردند و دست استبداد را كوتاه كردند، لكن دوباره به واسطه اينكه ملت مجتمع نبود و با روحانيت آن طور سازش، اطاعت محكم نداشت، مشروطه را آنها بپا كردند و ديگران آمدند و مشروطه را همان استبداد غليظتر با اسم مشروطه [كردند.] يك اسم بىمسمايى بود و گفته مىشد كه ما مجلس داريم و مشروطه داريم و مشروطه خواه هستيم، لكن استبداد- به تمام معناى خودش، به تمام كلمه خودش- بر ما حكومت مىكرد، چه در زمان قاجار- كه من يادم است- و چه بعد از او زمان رضا خان- كه بدترين زمانها بر اين ملت گذشت- و چه زمان محمد رضا. اگر شما توجه به اين نكنيد كه روحانيت را اينها مىخواهند از صحنه بيرون كنند و در پيش ملت، روحانيت را بد نمايش بدهند ....
همين امروز صبح كه اينجا، من قبل از اينكه بيايم خدمت شماها، يكى از علماى