صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٥٤ - حفظ همبستگى موجود ميان ملت و دولت
صورتى است كه خوب ما هم مجلس داريم، و الّا مجلس به آن معنايى كه واقعاً برگزيدههاى خود ملت باشند بدون تحميل، و نظر خود ملت باشد بدون اين [كه] تحميل بشود، من گمان ندارم كه جايى را شما بتوانيد پيدا كنيد كه اين طور باشد كه صد درصد ملت است و همه امور در دست ملت است و دولت برگزيده از ملت است و خدمتگزار ملت.
ما نمىخواهيم كه و شما نمىخواهيد كه برگردد مسأله به مسئله زمان محمد رضا يا زمان رضا خان. و اگر سست ما بياييم و اين هماهنگى را حفظ نكنيم، خوف اين معنا هست كه آنهايى كه از اسلام سيلى خوردند و آنهايى كه نگران اوضاع ايران، بلكه نگران اوضاع منطقه هستند، يك كارى بكنند؛ يك راهى را پيش بگيرند كه ملت را خسته كنند، اختلاف ايجاد كنند بين افراد ملت، اختلاف ايجاد كنند بين دولت و ملت و يك راهى باز كنند كه يك رضا شاهى را دوباره بياورند به عنوان رئيس جمهور اسلامى- به عنوان شاهنشاهى نمىآورند- به عنوان رئيس جمهور صد در صد اسلامى! و بسيارى از مسائل اسلامى را هم از من و شما بيشتر عمل كند. از اين جهت، در رأس برنامههاى دولت، بايد اين مطلب باشد كه اين هماهنگى را حفظ بكند؛ خيال نكنند كه ما دولت هستيم و بايد مسئلهاى را كه ما طرح مىكنيم ملت بپذيرد، چه روى مصالحش باشد، چه نباشد.
شما مىبينيد كه خودشان مىروند طرح درست مىكنند، مىروند در امريكا بين مصر و تلآويو و واشنگتن يك طرحى درست مىكنند و بعد هم مىگويند كه اين طرح بايد اجرا بشود؛ كارى ندارند به اينكه ملت مصر چه كاره است، ملت فلسطين چه كاره است، لبنان چه كاره است. ظلمهايى كه به اينها شده است، چه [مىباشد]، اينها را هيچ كار ندارند، روى مصالح خود قدرتمندها اين مطالب را پيش مىآورند و دولتها، ملتها را به هيچ حساب مىكنند؛ همين طورى كه شما ديديد كه در زمان محمد رضا و رضا شاه، دولت، ملت را هيچ حساب مىكرد؛ چنانچه آن كسى كه در رأس بود، آن خائنى كه در رأس بود، همه را هيچ حساب مىكرد. رضا خان همه را هيچ حساب مىكرد و محمد رضا هم اين طور بود و اين اسباب اين مىشد كه آنها بتوانند سلطه خودشان را تحميل كنند؛ براى اينكه غير از يك نفر كسى نيست. با يك نفر مىشود تفاهم كرد. اينكه اينها