صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢١١ - خوف دشمنان اسلام از روحانيت
دخالت كنند و حكومت او را متزلزل كنند.
هم ملتها را اينها اغفال كرده بودند و هم علما را. آدم بسيار مقدس آن بود كه هيچ كار به كار جامعه نداشته باشد؛ دولت هر كارى مىخواهد بكند، دولت است. تسليم باشد در مقابل دولت. مأمورين دولت هر كارى مىخواهند بكنند، تسليم باشند در مقابل او؛ هيچ دخالتى نكنند. اين البته اگر شما آقايان هم دخالت نكنيد و ماها هم هيچ دخالت نكنيم، احترامات محفوظ است. سلام را با خيلى مَدّ هم سلام به آدم مىگويند. دست هم ممكن است يك وقت ببوسند، لكن به شرط اينكه حدود محفوظ باشد. سياست مال ما و مسأله گويى هم مال شما؛ مسجد مال شما، صحنه سياست مال ما. اگر اين مطلب را آقايان قبول بكنند، محترم هم هستند. و اگر امريكا خاطر جمع باشد كه آقايان ديگر بنا ندارند در سياست دخالت كنند، دستش را از روى اين ملت و از اين شيطنتها برمىدارد؛ براى اينكه، آنى كه از او مىترسد، [آخوند است.] از آخوند مىترسد. اينها ديدند كه آخوند هميشه دنبال اين بوده كه يك صدايى در آورد.
همان وقتى هم كه در زمان رضا خان آن اختناق عجيب و غريب بود كه هر كسى از همسر خودش مىترسيد- آن اختناقى كه در زمان رضا خان بود، هيچ ربطى به آن اختناقى كه در زمان محمد رضا بود نداشت- در همان زمان اختناق، خوب چندين قيام از [سوى] علما شد؛ از آذربايجان شد، از اصفهان شد- كه از اصفهانش همه علماى ايران را دعوت كردند به قم- و از مشهد شد. ديدند كه خوب اين مردم، اين جمعيت با اينها باز هستند و آن نقشهاى كه اينها را از هم جدا كند و اينها را مفروز [١] كند انجام درست نگرفته است و اين قيامها در زمان اختناق هم هست. دنبال اين بودند كه اين طايفه را كنار بگذارند و اگر اين طايفه را كنار بگذارند، همه مقاصدشان با سهولت انجام مىگيرد. شما خيال نكنيد كه اين قشرهاى روشنفكر و ملىگرا و امثال ذلك كار از آنها مىآيد. اينها پيش مردم كه حسابى ندارند. مردم به اينها كارى ندارند. آنى كه از او مىترسند، از جامعه مىترسند، از
[١] جدا شده.