صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٨ - اسلامشناس شدن دشمنان اسلام
اين مسائل اصلًا مسائلى نيست كه متزلزل كند يك ملت را و يك دولت را. دولت ما الآن همان دولت است و ملت ما همان ملت است و مجلس ما همان مجلس است. و اگر- خداى نخواسته- باز هم خيانت كنند و اين دولت را، ماها را از بين ببرند، باز هم همين مردمند و باز هم همين ملتند و باز هم همين بساط. هيچ ما تزلزل روحى، هيچ نداريم ما؛ هيچ كداممان، بچههاى كوچكمان ندارند، زنها تزلزل ندارند، جمعيتهاى ميليونى مردم هيچ تزلزلى ندارند. البته آنها هر چه دلشان مىخواهد مىگويند؛ ورشكسته هستند، رفتهاند از بين. خوب ما متوقع نيستيم كسانى كه ورشكستهاند و فرار كردهاند و رفتهاند، براى ما تعريف كنند. البته بگويند و بيشتر از اينها هم بايد بگويند كه نخير، اسلام چطور شد، اسلام.
اسلامشناس شدن دشمنان اسلام
من فكر مىكردم كه اسلامشناسى [چيست.] قبلًا يك مقالهاى كسى مىنوشت، مىشد اسلامشناس؛ چند تا مقاله در روزنامه، در يك جا مىنوشت، مىشد اسلامشناس؛ گاهى يك كسى يك تاريخى مىنوشت، مىشد اسلامشناس، بعد كتابسوزى هم مىكرد؛ مثل كسروى، [١] بلكه دعوى نبوت هم مىكرد. اسلامشناسى تقريباً رو به تورم است. خوب، صدام هم اسلامشناس شده است! آقاى سادات هم جزء اسلامشناسهاست كه تشخيص مىدهد كه فلان امر موافق اسلام است، موافق اسلام نيست! اخيراً آقاى كارتر [٢] هم جزء اسلامشناسهاست! در يك جلسهاى كه مسافرت كرده است، گفته است اين كارهايى كه در ايران، فلان مىكند اين موافق اسلام نيست! خوب معلوم شد كه ما اسلامشناس داريم كه به ابعاد اسلامشناسى اضافه مىشود! فردا بگين [٣] هم اسلامشناس مىشود و يا شده است اين! هى مىگويند: موافق اسلام نيست،
[١] احمد كسروى، نويسنده و مورخ معروف كه خود را يك ناسيوناليست و ضد عرب مىدانست و در عين حال، يك ضد دين به شمار مىآمد
[٢] جيمى كارتر، رئيس جمهور پيشين امريكا
[٣] مناخيم بگين، نخست وزير پيشين رژيم صهيونيستى.