صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٨٧ - شهادت شخصيتها، موجب انسجام بيشتر ملت
و مسأله ديگر تمام شد، و ما ديديم كه دنبال او زيادتر شد همه چيزها؛ يعنى، قدرت ملت، كه همان قدرت اسلام است و قدرت الهى است، هيچ ابداً تزلزل در آنها پيدا نشد و دنبال كردند مطلب را. در هر مطلبى كه پيش مىآيد، ما مىبينيم كه اين ملت ما مستعدتر مىشوند و بهتر پيش مىروند.
بنا بر اين، اگر تزلزل از ناحيه اين است كه افراد زياد كشته شدهاند، در ١٧ شهريور و پانزده خرداد هم چندين هزار كشته شده است و اگر اين است كه شخصيتها از بين رفتهاند، البته ما متأسفيم و مىدانيم كه شخصيتهاى بزرگى از دست رفتهاند و يادشان گرامى! لكن [از بين رفتن] شخصيتها اسباب اين نمىشود، كه يك مملكتى كه سى و چند ميليون جمعيت دارد و همه مصمم و همه حاضر، يك افرادى كه وقتى كه همين شخصيتها به شهادت مىرسند، خانوادههايشان و برادرهايشان و بچههاى كوچكشان مىآيند و صحبت مىكنند و دلدارى به مردم مىدهند؛ بچه كوچك مىآيد، مىگويد كه مردم بايد به انسجام خودشان ادامه بدهند. يك همچو كشورى كه اين طورى شده- و اين از بركت اسلام است كه مردم اين طورى در صحنه حاضرند- وقتى اين طور شد، ديگر معنا ندارد كه كسى بگويد كه به يك مويى بسته است و تزلزل حاصل شده است. خوب، يك نفر البته بسيار عزيز از دست ما رفته است، يك نفر ديگرى به جاى او مىآيد يا آمده است. اينها يك مطلبى است كه آنها هى به آن مىخواهند باد كنند و باد به آن بزنند و بزرگش كنند و اينها. هر قصهاى كه در ايران وارد مىشود، مشابهش در جاهاى ديگر هم واقع شده است. حالا كه در ايران واقع شد، پس ايران چه خواهد شد، پس چه خواهد شد! نه اينكه اينها نمىفهمند، اينها مىفهمند كه مسئلهاى نشده است، لكن مىخواهند خوب، صحبت كنند. بايد يك صحبتى كرد و اين مسأله اسباب هيچ چيز نشده. مىگويند فلانى دلدارى به مردم مىدهد. مردم به ما دلدارى دارند مىدهند، نه من دلدارى به مردم مىدهم؛ اين مردمند كه دلدارى به همه ما مىدهند، اين جمعيتها و اين زن و اين مرد و اين بچه و اين بزرگ كه هميشه حاضرند، دلدارى به ما مىدهند، نه اينكه ما دلدارى به آنها مىدهيم.