صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٣٩ - اقدامات رذيلانه و نامرديهاى منافقين
اقدامات رذيلانه و نامرديهاى منافقين
و گمان نكنيد كه اينها از روى قدرت يك همچو كارهايى را انجام مىدهند، يك بمب در يك جا منفجر كردن، يك بچه دوازده ساله هم مىتواند او را بگيرد يك جايى بگذارد و خود او منفجر بشود. اين قدرتى نيست، اين كمال ضعف است. من ابن ملجم [١] را از اينها مردتر مىدانم؛ براى اينكه او آمد در حضور مردم، كار خودش را كرد و خداوند او را لعنت كند. و اينها آن مردانگى آن نامرد را هم ندارند و به طور دزدى يك كارى انجام مىدهند و خودشان را اصلًا ظاهر نمىكنند. من آن عباس آقا كه صدر اعظم ايران [٢] را در نزديك مجلس با هفت تير زد در حضور همه و خودش را بعد هم ديد گرفتار مىشود، كشت او را مرد مىدانم و اينها را نامرد. اينهايى كه از اينجا فرار كردند و از خارج دستور مىدهند كه مردم را اغتيال [٣] كنند و به طور دزدكى بكشند، اينها تز نامردهاست.
من اميدوارم كه كشور ما به همان طورى كه در مقابل همه قدرتها ايستاد و ايستادگى كرد و زن و مردش و جوان و پير مردش و بچه و بزرگش در مقابل، مشتها را گره كرد و ايستاد و قدرتهاى بزرگ را از مملكت راند و به جهنم فرستاد، ان شاء اللَّه، الآن هم در صحنه هستند. و همه اينها ايستادهاند در مقابل اين طور گرفتاريها صبر مىكنند. و منطق اينها اين است كه از خدا هستيم و به سوى خدا مىرويم. ما كه از خدا هستيم و همه چيز ما از خداست، در راه خدا داريم [عمرمان را] صرف مىكنيم و باكى نداريم و اين طور نيست كه گمان كنيم كه از اينجا كه رفتيم، ديگر خبرى نيست. آنها بايد بترسند كه قيامت را هم در همين جا خيال مىكنند كه هست، بعثت را هم در همين جا خيال مىكنند و آن را بعثت امت مىدانند، نه بعثت انبيا و قيامت را هم منكر هستند. آنها بايد بترسند كه مرگ
[١] عبد الرحمن بن مُلجَم، قاتل حضرت امير المؤمنين على (ع)
[٢] اشاره است به حادثه ترور على اصغر خان اتابك (امين السلطان صدر اعظم محمد على شاه قاجار) به وسيله عباس آقا تبريزى در تهران
[٣] ترور كردن.