صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢١ - مقايسه دولتمردان در رژيمهاى گذشته و حال
تعدى به مردم، يال و كوپالها را درست مىكردند براى اذيت مردم. من بچه بودم كه حكومت گلپايگان يك نفر آدم شر هم بود، يكى از بالاترين افراد در بين تجّار و از متدين ترين افرادى كه سراغ داشتم، اين را از توى اتاقى كه نشسته بودند وقتى كه حكومت با آنها با خشونت صحبت مىكرد و ما بيرون بوديم، نمىدانم حالا آنجا صحبت چه بود، ايشان مىديدند، كشيدند آن مرد محترم را آوردند توى حياط پايش را بستند به چوب و كتك زدند به او، وضع اين طور بود. وضع زمان بعد هم كه به آن طور نبود به طور بدتر بود.
حالا بحمد اللَّه هى گفته مىشود كه خوب، چه شده است، چه شده است؟ اينها نمىدانند چه شده است و يا مىدانند و مىخواهند شيطنت كنند، اينها رئيس جمهورشان اين آقاست و نخست وزيرشان اين آقا و وزير كشورشان آن آقا، ساير وزراشان اين آقا، نه آن بساط حكومت حتى خمين را دارند تا برسد به آنجايى كه «عين الدوله» [١] چه مىكرد- فرض كنيد كه- ديگران چه بساطى داشتند. خوب، اين يك كارى شده است كه امثال «عين الدوله» هايى كه در هر محلى بودند مردم را كباب مىكردند و آن همه ظلم مىكردند و حكومتهاى اينها اجارهاى بود؛ يعنى، در تهران آن كه رأس بود آن خراسان را به يك كسى تيول مىكرد و اصفهان را به يك كسى، اين به حسب اختلاف سعه از آنها پول مىگرفت و اين ديگر مختار بود برود آنجا كه كسى كه- مثلًا- آن وقت بيست هزار تومان مىداد و بيست هزار تومان آن وقت دو سه ميليون حالا بود، اين بايد برود بيست هزار تومان اين آقا را بدهد، يك بيست هزار تومان هم براى خودش تهيه كند.
ديگر هر چه مردم مىخواستند كه شكايت كنند بنا بر اين بود كه ديگر به شكايتها گوش ندهند. آن حاكم بيست هزار تومان را آنجا بدهد برود آنجا فعال ما يشاء. [٢] هر چه مردم شكايت كنند، ديگر مردم هم مأيوس شدند كه شكايت بكنند و شكايت هم نمىكردند مردم.
[١] عبد المجيد ميرزا عين الدوله از شاهزادگان قاجارى كه مدتى در زمان مظفر الدين شاه قاجار به مقام صدر اعظمى رسيد و بسيار شخص مستبدّى بود
[٢] هر چه بخواهد مىكند