صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٤ - توصيه ملت به هوشيارى
را آورديد كه به نظر همهتان شخص مكتبى است [١] و دولتتان هم در ظرف دو سه روز همه چيزش درست شد. دو سه روز طول كشيد، چيزى كه دو سال، يك سال و نيم نتوانست؛ براى خاطر انحرافاتى كه بود نمىشد، درست بشود و ما هم هر چه جديت كرديم كه بعضيها را آدم كنيم، نتوانستيم. در ظرف دو روز، سه روز، يك هفته، همه وزرا را تعيين كردند، رئيس جمهور هم امضا كرد و مجلس هم امضا كرد و شد يك دولتى. الآن شما يك دولت قانونى [داريد] كه اميدوارم كه به درد ملت برسد و اين ضعفا و فقرا را و اين مستضعفين را اداره كند. الآن شما همه چيزتان تمام است.
توصيه ملت به هوشيارى
نتوانستند همه اين قدرتها كه شما را در يك جايى متوقف كنند. آنها مىخواستند از آن اول متوقف كنند؛ اول، اول مىخواستند شما را متوقف كنند. يك دفعه رفراندم شد، خوب، يك دفعه ديگر بكنيد! اگر آن دفعه هم شده بود، دفعه سوم! لكن نتوانستند اينها، حالا همه چيز شما محكم شده و پاتان محكم روى زمين است و كشور خودتان در دست خودتان و اشخاصى كه از طرف خودتان هست، است. وقتى كه همه آنها بودند، شما پيش برديد، حالا كه همه رفتند از چه مىترسيد؟ كى را ما داريم ديگر؟ ارتشمان از خودمان است، سپاه پاسدارمان از خودمان است، قواى ديگر مسلحمان از خودمان است، مردم هم با آنها برادر هستند و با هم هستند در خوبى و بدى. وقتى مسأله اين طور است، كى مىتواند كه در اين كشور بتواند يك كارى بكند؟ اصلًا چه معنا دارد كودتا در يك همچو كشورى؟ چى، كى كودتا مىتواند بكند؟ يك دستهاى تو پاريس نشستهاند و منتشر مىكنند كه ما از پاريس داريم راه مىافتيم و مىآييم براى ايران! خوب تشريف بياوريد راه باز است! اگر شما مىتوانستيد كارى بكنيد، چرا رفتيد؟ كسى كه فرار كرده، حالا مىگويد: ما ديگر با هم منسجم شديم. كىها منسجم شدهاند؟ آخر ما كه مىشناسيم شما را. ملت ما كه مىدانند شماها كى هستيد. حالا ما ديگر با هم منسجم شديم و بنا
[١] شهيد محمد على رجايى.