صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١١٣ - امانت بودن اسلام در دست ملت
حفظ مىكنيم او را.
شما شاهد بوديد از اول انقلاب تا حالا كه از آن قدم اوّلى كه براى انقلاب برداشته شد، يك جمعيتى مخالف بودند، يك طايفهاى؛ لا اقل، شاه و بستگان شاه معدوم مخالف بودند و سر سخت براى كوبيدنش بودند. هر قدمى كه جلو رفت، يك طايفهاى از بين رفتند و يك دستهاى ديگرى از آنها كوچكتر، آنها هم مىخواستند كه اين جمهورى را از بين ببرند. اين جمهورى قدم به قدم پيش آمد و قدم به قدم پايش [را] محكمتر كرد. كجا شما سراغ داريد كه در عرض دو سال، دو سال و نيم اين طور انسجام پيدا شده باشد و اين طور همه چيزهايى كه يك كشورى لازم دارد و يك حكومتى لازم دارد، تحقق پيدا كرده باشد؟
اين عراق با همه چيزهايى كه گفته مىشود و آن همه هم طرفدار دارد و همه قدرتهاى فاسد هم طرفدارش هستند، باز قانون اساسى ندارد؛ يك جمعيتى هستند، يك حزبى [١] هستند كه اين حزب آمدند و زمام امور كشور را به دستشان گرفتند و با زور و فشار و حبس و زجر و اينها دارند يك حكومت جابرانه مىكنند و تا حالا كه مدت چندين سال، بيست سال بيشتر است كه اينها آمدهاند، باز يك قانون اساسى ندارند. اين كشور شما، كه همه مخالفاند با او، با آن كشور عراق، همه؛ يعنى، با حكومت عراق- تقريباً- همه موافقاند- تقريباً البته نه همه، اما تقريباً، مع ذلك- نتوانسته يك قانون اساسى براى خودش درست كند، نمىتواند در آنجا يك رأىگيرى بكند. رأى از كى بگيرد؟ ملت كه با او موافق نيست، با سرنيزه بايد ببرند مردم را دم صندوقها.
شما در اين وقت كم و با آن دشمنهاى سر سخت زياد كه در خارج كشور هستند و در داخل هم تفالههايشان هست، در اين وقت تمام چيزهايى را كه لازم دارد يك حكومتى درست كرديد، بعد هم كه ديديد يك كسى خلاف كرده گذاشتيدش كنار، [٢] يك كسى
[١] حزب بعث عراق
[٢] آقاى ابو الحسن بنى صدر، نخستين رئيس جمهور ايران كه از مقام خود عزل شد.